عبد الجليل قزوينى رازى
مقدمهء مصحح 7
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
كه نوعا متوجّه به اين قبيل امور است دنبالهء كار را نگرفته و آن را در بوتهء توقّف و تعطيل گذاشته بودند ، چون نگارنده عزم بر اقدام به اين امر جزم نمود بعلّامهء قزوينى ( ره ) كه نسبت به آن مرحوم و اين جانب سمت بزرگى و ابوّت روحانى داشتند اين موضوع را اظهار كرد ايشان نيز انجام اين امر را بنگارنده محوّل داشتند مرحوم اقبال نيز نظر بغايت انصاف و علوّ همّت و نهايت بزرگوارى كه مخصوص بامثال او از دانشمندان است با كمال بشاشت وجه و از روى طيب نفس اين أمر را امتثال و تلقّى بقبول فرموده نسخهء مقابله شده را با يادداشتهاى سابق الذّكر به اين جانب واگذار نمودند ، و براى اينكه رضايت خاطر خودش را چنان كه شايد و بايد نسبت بجريان اين پيشآمد بنگارنده بفهماند عبارتى تعبير فرمودند كه گويا مفاد آن اين بود : « نظر به آنكه انس شما به اين قبيل مطالب كه در اين كتاب مندرج است بيشتر از من است بهتر آنست كه شما مشغول انجام امر تصحيح و طبع و نشر آن باشيد و من هم در نوبهء خود از هيچگونه مساعدت ممكنه در اين باب مضايقتى نخواهم داشت » . و همانطور كه قول داده بودند تا زنده بودند از بذل هيچگونه مساعدت علمى دريغ نفرمودند ليكن متأسّفانه طبع كتاب و تصحيح آن مصادف با وقتى شد كه علّامهء قزوينى ( ره ) رحلت فرموده بودند و آن استاد معظّم ( آقاى اقبال ) نيز غالب آن مدّت را در خارج از ايران بسر ميبردند با وجود اين در آن ايّام قليلى كه مصادف با تصحيح و طبع و نشر كتاب بود فوايد بسيارى از آن دانشمند محترم نصيب داشته و در تعليقات آن اثر نفيس وديعه گذاشتهام و در موارد مقتضى نيز نام او را برده و حقّ تعليم و استادى وى را ادا كردهام و در اينجا نيز تصريح ميكنم كه قسمتى از فوايد مهمّهء تعليقات نقض بهمّت و سعى و ارائهء طريق و راهنمائى آن دانشمند فقيد درست شده است ، متأسّفانه در اين تاريخ كه اين تعليقات را مينويسم يعنى 21 بهمن ماه 1334 هجرى شمسى آن مرحوم در روم درگذشت و يك جهان فضل و هنر و ادب و كمال را با خود به زير خاك و قعر مغاك برد و بدون ترديد ميتوان گفت كه كاخى از كاخهاى فضل و دانش كشور ايران بمرگ