عبد الجليل قزوينى رازى
61
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
دوازده « 1 » بزرگ از مهاجر و انصار بانكار بيعت بر بو بكر و فصول غرّاى ايشان در فصول « 2 » مفرد « 3 » مشبع بيان كردهايم درين كتاب « 4 » ؛ چون بخوانند بدانند ، پس رافضيان اوّل ايشان بودند كه انكار [ اين ] اجماع و اين بيعت كردند و اگر اين لعنت و اين تشنيع كه اين مصنّف مجبّر كرده است و زده ؛ بحقّ است بايد كه اوّل در آن جماعت رسد كه كبار مهاجر و انصار بودند آنگه درين جماعت كه بعد از پانصد و اند سال انكار امامت و بيعت اختيار ميكنند تا درين يك فصل « 5 » بانصاف نظر كنند و بدانند « 6 » كه انكار اختيار در امامت نه كفر است و نه ضلالت كه دوازده شخص معروف معتبر در يك مجلس همه انكار كردند بر آن بيعت ، و كلماتى گفتند بعباراتى « 7 » مختلفه همه مشتمل بر يك معنى كه در حقّ امامت علىّ مرتضى است « 8 » و اخبار متواتر از رسول صلّى اللّه عليه و آله روايت كردند و بو سفيان حرب كه پدر خال المؤمنين خواجه است اين روز بدر حجرهء على آمد و از قريش بود و بآواز بلند اين بيتها ميخواند « 9 » : بني هاشم لا تطمعوا النّاس فيكم * و لا سيّماتيم بن مرّة اوعدي فما الأمر الّا فيكم و اليكم * و ليس لها الّا أبو حسن علي أبا حسن فاشدد بها كفّ حازم * فانّك بالأمر الّذي يرتجى ملي و خزيمهء ثابت ذو الشّهادتين كه محلّ و مرتبت او در صحابه بدان حدّ بود كه بگواهى او تنها بىغيرى سيّد عليه السّلام حكم كردى چون بشنيد كه
--> ( 1 ) - ع : « اين دوازده » و شايد اصل : « آن دوازده » بوده است . ( 2 ) - ح : « در فصلى » . ( 3 ) - گويا مراد از « مفرد » جداگانه است تا منافات با موصوف جمع كه « فصول » است نداشته باشد . ( 4 ) - اشاره باواخر كتاب است ( رجوع شود بفضيحت 50 و جواب آن ) . ( 5 ) - ث م ب : « تا در اين فصل » . ( 6 ) - ح : « تا در نزديك اهل فضل نظر كند و بداند » . ( 7 ) - ع ث ب : « بعبارتى » ح : « بر عبارات » . ( 8 ) - ح : « كه خود امامت با علىّ مرتضى است » . ( 9 ) - اين سه بيت را علم الهدى ( ره ) در فصول مختاره از « العيون و المحاسن » مفيد ( ره ) نقل كرده و با آنها بتفصيل استدلال بر حقانيت امامت بلا فصل امير المؤمنين ( ع ) كرده ( ج 2 چاپ اوّل ؛ ص 52 ) و ما بيانات او را در ذيل ص 32 - 33 چاپ اول نقض ترجمه به فارسى هم كردهايم .