عبد الجليل قزوينى رازى

44

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

« تكبير پنج كرده ، و دست فروگذاشته ، و تجديد نكاح كرده » در آخر اين كتاب فصولى را كه فضيحت نام نهاده است و بتشنيع ياد كرده جوابش گفته آيد ان شاء اللّه تعالى « 1 » امّا آنچه گفته است كه : « علماى شيعه را از مجالس منع كردند » . همهء عقلا را معلوم است كه سلطان از بهر مصلحت « 2 » و امرا از خوف فتنه در همهء شهرها مانند « 3 » اين كنند با هرطايفه‌اى ، و بسى ديده‌ايم و شنوده كه كرده‌اند و نقصان مذهب و اعتقاد نكند . آنگه گفته است : « و دين به نسبت نيست و آن گبركان بودند كه ملك به نسبت داشتند ، در اين دين سلمان پارسى را و بلال حبشى را و صهيب رومى « 4 » را و زيد حارثه را كه مولاى رسولست « 5 » و اسامهء زيد را عزيز گردانيدند و همه بر نعت دعا و اخوّت افتادند « 6 » بدين دين ، و بو طالب قرشى را و بو لهب و بو جهل هاشمى و عتبه را كه رئيس جمهور قريش بود ، و وليد مغيره را كه او را « ريحان قريش « 7 » » خواندندى باشرف نسب‌شان ، و با بزرگى جاه‌شان بدور كردند » . امّا جواب اين فصل ركيك عارى از معنى ، مختل در عبارت ، بىوزن و

--> ( 1 ) - ع : « ان شاء اللّه تعالى وحده » . ( 2 ) - ح س : « بهر منفعت و مصلحت » . ( 3 ) - ع م ث : « باشد » . ( 4 ) - مراد استعجاب است از اينكه چرا اجانب ايمان آوردند و اقارب مخالفت كردند چنان كه بعضى از شعراء گفته است : حسن ز بصره بلال از حبش صهيب از روم * ز خاك مكه أبو جهل اين چه بو العجبيست ؟ ! ( 5 ) - همهء نسخ : « مولاى رسولند » و براى تحقيق در وجه تصحيح رجوع شود بتعليقهء 36 . ( 6 ) - ح س : « و همه رفعت دنيا و آخرت يافتند » و گويا متن اشاره بمضمون آيهء دهم سورهء مباركهء حشر است كه بعد از مدح مهاجر و انصار در قرآن مجيد ذكر شده است به اين عبارت : « وَ الَّذِينَ جاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونا بِالْإِيمانِ ( الآية ) » . ( 7 ) - نسخ : « ريحان القريش » و براى تحقيق در آن رجوع شود به تعليقهء 37 .