عبد الجليل قزوينى رازى
45
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
بىمغز كه از سر جهل و عصبيّت « 1 » ايراد كرده است آنست كه نگوئى « 2 » تا مذهب كيست از همهء مسلمانان كه دين به نسبت است و امامت بمجرّد ميراث است بلكه اعتقاد « 3 » شيعه و مذهب اين طايفه آنست كه دين درست و مذهب و اعتقاد پاكيزه به نظر بر وجه حاصل توان كردن در دليل كه هيچ شبهتى و شكّى را در آن مدخلى نباشد و چون دين بر اين وجه تحصيل كرد « 4 » مرد مشرّف و معظّم شود و اگر چه بندهء حبشى باشد ، و بافقد اين علوم كه علم است بتوحيد و عدل و نبوّت و امامت و و أحكام شريعت مرد خامل ذكر « 5 » و دون آيد و اگر چه سيّدى « 6 » قرشى باشد چنان كه شاعر رازيان « 7 » گفته است :
--> ( 1 ) - ث : « غضب » م ب : « تعصب » . ( 2 ) - عبارت : « نگوئى تا مذهب كيست از همهء مسلمانان كه دين به نسبت است و امامت » فقط در دو نسخهء ح س است . ( 3 ) - نسخهء ع از اين كلمهء « اعتقاد » كه آخر قسمت اوّل صفحهء چهاردهم است بكلمهء « شيعه » كه اوّلين كلمهء قسمت دوم صفحهء هشتم است برميگردد توضيح اينكه نظر به پس و پيش شدن اوراق در صحافى و گذاشته شدن رادّهها بعد از صحافى بخطّ نونويس مشوّش و درهم و برهم شده و از ص 14 بص 8 برميگردد . و علاوه بر آنكه ربط عبارت و نظم كلام و اتصال رشتهء سخن بهم با اين تصرّف درست مىشود دو نسخهء ح س نيز بر همين وجه است كه ملاحظه مىشود پس معلوم مىشود كه تشويش ساير نسخ نيز بتبع نسخهء ع بوده است كه ما نيز بتبع آن نسخ در چاپ اوّل كتاب دچار اشتباه شده و بعدا در تعليقات ( ص 103 - 106 ) برفع اشتباه و تصحيح متن پرداختهايم فراجع آن شئت . ( 4 ) - ح س : « بحاصل گردد » ب ث م : « حاصل كرد » يا « گردد » . ( 5 ) - كذا صريحا در « ع » يعنى گمنام ، و چون مستنسخان نتوانستهاند بخوانند جاهل نوشتهاند در همهء نسخ ب ث ح س م . ( 6 ) - ح س : « سيد » و اين عبارت ترجمهء حديث معروف است كه : « خلقت الجنة لمن أطاع اللّه و لو كان عبدا حبشيا ، و خلقت النار لمن عصى اللّه و لو كان سيدا قرشيا » . ( 7 ) - كذا در نسخ ث م ب اما ح س ندارند و در نسخهء « ع » « رازيان » بوده كه به « تازيان » تصحيح شده است و اين تصحيح ناصحيح به نظر مىآيد زيرا اين دو بيت از صاحب بن عباد ( ره ) است چنان كه در روضات الجنات و أعيان الشيعه و الكنى و الالقاب و غير آنها تصريح شده است و چون « صاحب » وزير سلاطين آل بويه و ديالمه بوده و غالبا در رى سكونت داشته بدين جهت از او به « شاعر رازيان » تعبير شده است و اللّه العالم ، در هرصورت قريب بمضمون اين دو بيت است آنچه سنائى در حديقه گفته ( ص 403 چاپ آقاى مدرّس رضوى ) : « بو لهب از زمين يثرب بود * ليك قد قامت الصلا نشنود » « بود سلمان خود از ديار عجم * بر در دين همى فشرد قدم » -