عبد الجليل قزوينى رازى
39
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
و مسائل الخلاف ؛ چند مجلّد ، و مصباح كبير ، و تهذيب الأحكام ؛ چند مجلّد ، و مجلّدات كتاب المبسوط ، و عمل السّنة ، و كتب صغار و مسائل خرده كه آن را حدّى نيست همه بشرح و بسط تمام ، همه منقول و مسند از أئمّهء طاهرين باسناد معتمدان و ناقلان ثقة « 1 » از علما و فقها ، و هريك ازين كتب را هزاران نسخه « 2 » در اطراف عالم ، پس اگر با اين همه حجّت و بيان انكار كند كه اين طايفه را فقهى و درسى نيست اذا لم تستحى فاصنع ما شئت « 3 » . و امّا آنچه گفته است كه : « باجتهاد مجتهدان و رأى و قياس بنگويند » . شبهتى و شكّى نيست كه شيعهء اماميّه شرايع و احكام همه از طريق نصوص اثبات كنند و بنياد مذهب ايشان بر اين است . و آنچه گفته است كه : « باخبار صحيح بنگويند » . دروغ و بهتانست چنان كه ديگر دروغها ؛ بمذهب شيعه اخبار آحاد البتّه ايجاب علم و عمل نكند ، و خبر چون صحيح و متواتر باشد مسموع و مقبول باشد و ايجاب علم و عمل كند . و امّا آنچه گفته است كه : « ايشان را درسى نباشد » . مگر بسمع اين قائل نرسيده است كه مرتضاى بغداد را « 4 » - رضي اللّه عنه - چهارصد شاگرد فاضل متبحّر بودهاند دون از دگران ؛ در اصول و فروع و فنون علوم ، و او در عهد خلفاء بنى العبّاس مدرّس بود ممكّن و محترم و مقبول القول و القلم ، و پدرش سيّد أجلّ طاهر نقيب السّادة « 5 » در مدينة السّلام حاكم در جنب دار الخلافة و متنبّى درين قصيده مدح او ميگويد ؛ شعر « 6 » : اذا علويّ لم يكن مثل طاهر * فما هو الّا حجّة للنّواصب
--> ( 1 ) - ح س : « ثقة عن ثقه » . ( 2 ) - ع ب ث : « هزار كتب » م : « هزار كتاب » . ( 3 ) - حديث مشهور باقيمانده از امثال انبيا عليهم السلام است رجوع شود بتعليقهء 25 . ( 4 ) - ب م : « مير مرتضى علم الهدى را » . ( 5 ) - ح س : « نقيب سادات » . ( 6 ) - براى تحقيق اين امر رجوع شود بتعليقهء 26 .