عبد الجليل قزوينى رازى

26

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

كه چون مرد باشد كه متبوعش گويند « 1 » بايد كه نصّ و معصوم و عالمتر همهء امّت « 2 » باشد به احكام شريعت . و آنچه گفته است كه : « رافضيان متقدّم پيش ابن المقفّع « 3 » آمدند تا او مذهب رفض اختيار كرد » اى عجب اگر متقدّمان خود رافضى بودند آمدن و اختيار ابن المقفّع « 3 » كردن باطل و بىفايده باشد ، تا هم « 5 » بقول « 6 » خواجه كاذب و خائن باشد . و آنچه گفته : « او اخبارى اختيار كرد « 7 » و گفت : شما ميگوئيد چنان كه خواهيد » بايست كه [ از ] آن مذهب بيست و پنج ساله اين قدر علم حاصل كرده بودى كه بمذهب محقّقان شيعه اخبار آحاد ايجاب علم و عمل نكند و بىدليل و حجّت هيچ خبرى « 8 » مقبول نباشد تا از آن جمله اين دعاوى همه باطل و بىاصل باشد ، و مذهب محدّث آن باشد كه نسبت كنند بشخصى معيّن ، و در شيعه عادت نرفته باشد كه گويند : ما مذهب مفيد و بو جعفر و مرتضى داريم ، بلكه گويند : مذهب امير المؤمنين و باقر و صادق « 9 » داريم ، پس مذهب محدث چون مذهب اعتزال باشد كه حوالتش بعمرو بن عبيد كنند ، و چون مذهب كرّاميّه كه حوالتش بابو عبد اللّه كرّام « 10 » كنند ، و چون مذهب اشعريّه كه واضعش بلحسن « 11 » اشعريست « 12 » و او در عهد بو على و بو هاشم بود و سالها معتزلى بود و اين مذهب اختيار كرده « 13 »

--> ( 1 ) - ب م : « گويد » . ( 2 ) - ب ث م : « همه امر » . ( 3 ) - ب ث م : « ابن المقنع » . ( 5 ) - ع : « با هم » . ( 6 ) - يعنى بقول خودش . ( 7 ) - ع فقط . ( 8 ) - ب ث م : « هيچ چيزى » . ( 9 ) - ب ث م باضافهء : « عليهم السلام » . ( 10 ) - فيروزآبادى گفته : « محمد بن كرّام كشدّاد امام الكرّامية » و زبيدى در شرح عبارت گفته : « و هو ابن عراق بن حزابة ابو عبد اللّه السجزى » طالب تفصيل بترجمهء حالش به موارد مفصله مراجعه كند . ( 11 ) - ب ث م : « ابو الحسن » . ( 12 ) - ع ب ث : « اشعر است » و صحيح همانا متن است محدّث قمى ( ره ) در هديّة الاحباب گفته : « ابو الحسن الأشعرىّ علىّ بن اسماعيل نسبش منتهى مىشود بابو موسى أشعرى » و در الكنى و الالقاب گفته : « الأشعرىّ نسبته الى أشعر و اسمه نبت بن ادد بن زيد ، و انما قيل له : أشعر ، لانّ امه ولدته و الشعر على بدنه كذا عن السمعانىّ ، و ينسب اليه علىّ بن اسماعيل بن أبى بشر رئيس الطائفة الأشعريّة » . ( 13 ) - ث : « اختيار كرد » ، ب : « اختيار و موضوع اوست » ، م : « اختيار او و موضوع اوست » .