عبد الجليل قزوينى رازى
27
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
و موضوع اوست ، و چون مذهب نجّاريّه كه حوالتش بحسين نجّار است ، و چون مذهب كلّابيّه كه واضعش ابن الكلّاب « 1 » است ، و چون مذهب باذنجانيّه كه واضعش با اسحاق « 2 » باذنجانفروش است ، و مذهب زيديّه كه از زيد على درگيرند ، و مذهب ناووسيّه و فطحيّه و كيسانيّه و غير ايشان از اصحاب مذاهب و مقالات ، و در فقه و شريعت و اجتهاد خود معلوم است كه هرمذهبى را نسبت و حوالت بكيست « 3 » و اسامى فقها و مجتهدان « 4 » معلوم است كه گويند : مذهب مالك « 5 » و زفر و بو يوسف و اوزاعى ، و مذهب احمد حنبل و غير آن و « 6 » همهء فقها و علما و اصحاب تواريخ و آثار [ را ] معلوم است كه خلفا عن سلف شيعهء اصوليّه را استناد « 7 » مذهب و طريقت در معقولات با عقل و نظر باشد و بر اثبات توحيد خدا و عدل و پاكى و يگانگى [ او ] و عصمت و صدق همهء انبيا و ائمّه ، و اين طريقت خدا تقرير كرده است ، و عقل عقيدهء « 8 » بىتقليد و تعليم ، فريشتگان « 9 » آسمانها همه اين مذهب دارند « 10 » و بر اين اعتقادند ، و انبيا را عليهم السّلام در معقولات اين مذهب و طريقت بوده است . امّا در شرايع و فروع اگر خواهد كه بداند كه واضع مذهب شيعه كه بوده است اوّل خداى تعالى كه او كتاب « 11 » بجبرئيل امين داده و بمحمّد فرستاده ؛ و از اينجاست كه شريعت منصوص گويند اين طايفه چنان كه حق تعالى ميفرمايد : وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا « 12 » آنگه بعد از آن « 13 » رسول
--> ( 1 ) - در قاموس گفته : « و عبد اللّه بن كلّاب كرّمان متكلم » و زبيدى در شرح عبارت گفته : « و هو رأس الطائفة الكلّابية » . ( 2 ) - ع فقط . ( 3 ) - م : « بكسيست » . ( 4 ) - ع ث : « فقهاء مجتهدان » . ( 5 ) - ث : « ملك » . ( 6 ) - در نسخ « كه » . ( 7 ) - در نسخ : « استاد » و بقرينهء « با » در « با عقل و نظر » كه ميآيد تصحيح شد . ( 8 ) - در نسخ : « عقده » . ( 9 ) - ث ب م : « فرشتگان » ( 10 ) - محتمل است كه بگوئيم كه « عقل » در نسخ از اشتباه ناسخان افزوده شده و عبارت چنين خوانده شود : « و عقلاء بىتقليد و تعليم فريشتگان آسمانها همه اين مذهب دارند » پس « عقيده » مصحف و محرف از « عقلاء » گرديده است و اللّه العالم . ( 11 ) - ب ث م : « واو كتب » . ( 12 ) - از آيهء 7 سورهء حشر . ( 13 ) - ب م : « آنگه » را ندارد ليكن اسلوب تعبير مصنف ( ره ) در موارد ديگر از قبيل « تا الى يومنا هذا » مقتضى وجود آنست زيرا چنان كه « الى » بمعنى « تا » است « بعد از آن » نيز مفاد از كلمهء « آنگه » است و اين نوع تكرار معنوى در اين كتاب فراوان به نظر ميرسد .