عبد الجليل قزوينى رازى

25

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

متقدّمان را كجا دريافتند . ! ؟ و كجا ديدند . . ! ؟ ندانم كه اين اتّفاق نامعقول نامذكور نامسموع چگونه ممكن گشت . . . ! ، كه اتّفاق عقلا است كه چون جماعتى بمشاركت يكديگر كارى كنند و چيزى « 1 » اندازند « 2 » و مذهبى نهند بايد كه حضورشان بهم باشد « 3 » و يا بمكاتبت و مراسلت يكديگر را خبر كنند ، و اين جماعت را كه او واضعان مذهب مىخواند از يكى تا به ديگرى دويست و سيصد سالست و بهرى خود مخالف آن ديگراند « 4 » در مسائلى معيّن ، و بهرى را خود علمى و فضلى بدرجهء كمال نبوده است ، تا هركس كه اين « 5 » فصل بر آن وجه برخواند جزالت فضل و عقل ناقل بداند . آنگه گفته است : « و گفته‌اند كه : واضع مذهب رافضيان زنى بوده است از ركاكت مذهب ، و گفته‌اند كه : روافض متقدّم پيش ابن المقفّع « 6 » شدند تا او اين مذهب از بهر ايشان اختيار كرد و گفت : شما هرچه بر كارتان راست باشد مىگوئيد » . و امّا جواب اين كلمات كه گفته است كه : « واضع مذهب رافضيان زنى بوده است » اين است كه اين دعوى مخالف آنست كه در پيش گفته است و تعيين واضعان كرده ؛ كه هردو نتواند بودن ، ازين دو قول يكى دروغ باشد ، و حكم « 7 » بيست و پنج سال كه اين مذهب داشته است اين مايه بندانسته است كه شيعه خود متابعت هرمردى اختيار نكرده‌اند كه بايمان و سبقت و جهاد و انفاق اگر عصمت منتفى « 8 » باشد امامت نگويند پس با اين صلابت و قوّت چگونه متابعت زنى كنند

--> - بوده‌اند ، بنابراين مراد يكى ديگر از بزرگان خاندان « بابويه » خواهد بود كه بجلالت مشهور بوده و نزديك به زمان تأليف « نقض » وفات كرده بوده است . پس معلوم شد كه آنچه در تعليقات چاپ اول گفته‌ايم : « مراد منتجب الدين صاحب فهرست معروف است » مبنى بر اشتباه است . ( 1 ) - كذا در نسخ و محتمل است كه « خبرى » باشد . ( 2 ) - براى تحقيق در معنى « انداختن » رجوع شود به تعليقهء 17 . ( 3 ) - ب م : « بايد كه همه با هم باشند » . ( 4 ) - م ث ب : « مخالف آن ديگران » . ( 5 ) - ع ث : « كه ازين » . ( 6 ) - ب ث م . « ابن المقنع » . ( 7 ) - يعنى در ظرف اين مدت . ( 8 ) - ع ث : « منفى » يعنى با احراز ايمان و سبقت به آن و جهاد در راه خدا و انفاق در سبيل دين اگر عصمت نباشد .