السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
99
مقدمه نقض و تعليقات آن
تعليقات كتاب نقض چون هر يك از ديوان سيد فضل اللّه راوندى و بدر الدين قوامى رازى در زمان تأليف كتاب نقض تدوين شده و نظر به آنكه هر يك از آن دو نسبت بحل قسمتى از مشكلات تاريخى و رجالى كتاب نقض بمثابهء مفتاح منحصر بفردى است قسمت مهمى از تعليقات مربوطه بكتاب نقض را كه مشترك فيه بين آن دو ديوان و كتاب نقض بود در آخر آن دو ديوان درج كرديم زيرا داعى نگارنده بطبع و نشر آن دو ديوان همانا حل مشكلات نقض بوده چنان كه در مقدمه و تعليقات هر دو ( ص 34 مقدمهء ديوان راوندى و ص 312 آن ديوان و ص 23 مقدمهء ديوان قوامى و ص 175 آن ديوان ) مشروحا ذكر كرده است و همچنين چون تدوين رافعى با آنكه بعد از زمان تأليف كتاب نقض تأليف شده است ليكن نظر بفوائد نفيس منحصر بفردى كه بعضى از آنها نسبت بحل پارهء از مشكلات رجالى نقض همانا حكم دو ديوان سابق الذكر را داشت و از طرفى هم طبع و نشر تمام آن كتاب ميسور نبود لذا باستخراج فهرست اسماء رجال آن اكتفا نمود تا ارباب فضل بدين وسيله به مقصود خود برسند چنان كه در مقدمهء فهرست مذكور نوشته است ( ص 11 ) پس در اينجا بذكر باقى تعليقات لازمهء كتاب نقض با رعايت ترتيب « الاهم فالاهم » ميپردازد و اللّه المستعان . تبديليها و ساقطات كتاب ( قسمت تبديليها و ساقطات كتاب نقض كه از صفحهء 14 نسخهء مطبوعهء نقض سطر 14 شروع و در ص 18 نسخهء مزبوره ختم مىشود بحروف 18 چاپ مىشود تا متمايز گردد . معلوم باد - « ح » رمز نسخهء اول و « سا » رمز نسخهء دوم و « ب » رمز نسخهء سوم و « مج » رمز نسخهء چهارم و « م » رمز نسخهء پنجم خطى نقض است كه در پاورقيها ملاحظه مىشود ) . « آنگه گفته است : « آن گروه كه اين مذهب نهادند محمد چهار بختان « 1 » بود ، و ابو الخطاب محمد بن ابى زينب ، و پسران نوبخت ؛ و بو زكريا شيرهفروش ، و جابر جعفى ، و يونس بن عبد الرحمن القمى الرافضى ، و محمد بن نعمان الاحول المعروف بشيطان الطاق ، و هشام بن سالم الجواليقى ، و هشام بن الحكم اليمامى « 2 » و محمد بن محمد بن نعمان الحارثى المفيد ، و ابو جعفر محمد بن الحسين الطوسى ، و ابو - جعفر البابوى « 3 » و ابو طالب الأسترآبادي و ابو عبد اللّه از آل بابويه المجوسى و زرارة بن اعين الشيبانى و ابن البرقى » .
--> ( 1 ) براى ترجمهء وى رجوع شود بص 320 - 326 نقض . ( 2 ) كذا ؛ و شايد « الامامى » باشد لانه اول من فتق الكلام فى الامامة چنان كه در ترجمهاش تصريح شده است . ( 3 ) در بعضى نسخ : « بابويه » ؛ و گويا نسبت ببابويه داده شده است .