السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
8
مقدمه نقض و تعليقات آن
3 - چنان كه در پيش گفتيم مصنف ( ره ) اين كتاب خود را بنام « بعض مثالب النواصب » موسوم نداشته است و از طرفى هم مىبينيم كه منتجب الدين ( ره ) كه أوثق و أضبط و أبصر اهل زمان خود به اين قبيل امور بوده است آن را به اين اسم معرفى مىكند و از ضم اين دو مقدمهء علمى به همديگر ميتوان نتيجه گرفت كه اين اسم وضع تعيينى نداشته است پس بحسب وضع تعينى اين اسم براى آن كتاب پديد آمده است و با تأمل در وضع مردم آن زمان و اهالى محيط مصنف ( ره ) اين مطلب مسلم مىشود بيان آن اينكه مردم آن زمان علاقهء مفرطى بدين و مذهب خود داشتند چنان كه وظيفهء دينى و مذهبى هر فرد همان است و نظر بر قابت سنى و شيعى با همديگر اين علاقه بيشتر ظهور بلكه تظاهر پيدا ميكرده پس چون كتاب « بعض فضائح الروافض » تأليف و منتشر شده است در واقع بمثابهء يك نوع تعدى و تخطى فاحش بحريم ناموس مذهب شيعه تلقى شده است و چون كتاب « نقض » تصنيف و منتشر شده است بطور حقيقتسوز دل شيعيان بر طرف شده و با كمال ميل آن را ميخوانده و نشر ميكرده و با شوق و شعف زياد نسخهء آن را دست بدست ميگردانيده و از محلهء بمحلهء ديگر و از ديهى بديهى ديگر بلكه از شهرى به شهر ديگر هديه و تحفه ميفرستادهاند پس ظرفاء جماعت شيعه به منظور معارضه به مثل از عمل مؤلف « بعض فضائح الروافض » آن را « بعض مثالب النواصب فى نقض بعض فضائح الروافض » ناميدهاند و اين اطلاق در زبانها دائر شده و در ميان مردم معروف گرديده است و در اين تسميه غايت مهارت را به كار بردهاند زيرا از آن سه مطلب زيرين مستفاد مىشود . 1 - اينكه در اين كتاب پارهء از مطاعن ناصبيان مندرج است . 2 - اينكه اين كتاب در جواب كتابى نوشته شده است پس مصنف آن امر خلاف ادب و خارج از صواب را مرتكب نشده است بلكه طبق مثل و حديث معروف « ردوا الحجر من حيث أتى » چنان كه به فارسى نيز گويند « كلوخانداز را پاداش سنگ است » از حريم حقوق خود دفاع كرده است لكن نگارندهء اصل كه ابتداء بذكر فضائح رافضيان به گمان خود كرده مطابق مثل معروف « و البادى أظلم » مرتكب عملى زشت گرديده است . 3 - كلمهء « نقض » را كه نام تعيينى كتاب بر حسب وضع مصنف ( ره ) بوده است در ميان اسم اين دو كتاب آوردهاند تا هم دلالت بر اين كند كه كتاب دوم اساس كتاب اول را ريشه كن و خراب و نابود و ويران مىكند چنان كه معنى لغوى نقض همان است و هم ايماء و اشاره بنام اصلى كتاب كه مصنف ( ره ) اختيار كرده بوده است باشد . 4 - اينكه كتاب « البراهين فى امامة امير المؤمنين ( ع ) » اگر چه از نامش به نظر مىآيد كه بايد فقط مشتمل بر ذكر دلائل امامت آن حضرت باشد ليكن از اين عبارت كه مصنف ( ره ) در كتاب نقض ( ص 459 ) گفته و مشتمل بر تاريخ تصنيف آن نيز مىباشد « و ما اسامى و القاب همهء خلفاء و عدد ايشان را در كتاب « البراهين فى امامة امير المؤمنين ( ع ) » بيان كردهايم بتاريخ سنهء سبع و ثلاثين و خمسمائة » برمىآيد كه تا حدى اعم بوده است .