السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
9
مقدمه نقض و تعليقات آن
و نيز در اواخر كتاب نقض گفته است ( ص 731 ) : « و چون كتاب ( يعنى كتاب نقض ) نه در امامت است آنچه در مواضع برفت ازين معنى كفايت است و در كتاب البراهين فى امامة امير المؤمنين ( ع ) بيان آيه و وجه خبر و دلالت بر امامت مشبع گفتهايم » . از اين عبارت به خوبى معلوم مىشود كه كتاب نقض مربوط بهمهء شئون مذهبى شيعهء اثنىعشريه است نه تنها بموضوع امامت ؛ پس آنچه كه صاحب رياض العلماء ضمن ترجمهء مؤلف در معرفى آن كتاب گفته « ثم ان كتابه المذكور كتاب لطيف فى الامامة » مبنى بر قلت تتبع بوده است . و همچنين است آنچه صاحب روضات الجنات در ترجمهء حال عالم بزرگ ابو عبد اللّه جعفر دوريستى ( ره ) گفته ( ص 144 ) چاپ اول ) : « و فى كتاب مثالب النواصب الذي كتبه الشيخ العالم العارف المتبحر الجليل عبد الجليل بن محمد القزوينى فى تنقيح مسئلة الامامة و رد أباطيل العامة بالفارسية بنقل صاحب المجالس عنه أنه قال ( الى آخر كلامه ) » . و در اين كلام علاوه بر اشتباه مذكور دو اشتباه ديگر است : اول - آنكه نام كتاب را « مثالب النواصب » گفته است و حال آنكه « بعض مثالب النواصب » است . دوم - آنكه نام پدر مصنف ( ره ) را محمد نوشته است در صورتى كه اين اسم براى او در هيچ مأخذى تاكنون ديده نشده است . 5 - اينكه مراد از « سؤالات و الجوابات » چنان كه قديما و حديثا معهود است مجموعهء سؤالاتى است كه از مصنف ( ره ) كتبا پرسش كردهاند و او آنها را جواب داده است و اين نوع كتب را در قرون أخيره غالبا اسئله و أجوبه گويند ذكر اين كتاب بعنوان هفت مجلد در ترجمهء مصنف ( ره ) دليل روشنى است كه او در زمان خود از معاريف و مشاهير علماء بوده است و از مراجع حل مشكلات بشمار ميرفته است اگر چه در نظر ندارم كه مصنف ( ره ) از اين اثر خود در كتاب نقض اسم برده باشد ليكن اينكه در موردى از آن گفته ( ص 509 ) : « و ما در مختصرى كه پارسال در جواب ملاحده و رد شبه ايشان كردهايم كه از قزوين بما فرستادند شرح اسامى و القاب و انساب اين مطعونان و مدعيان را دادهايم چون بخوانند بدانند » قرينهء مؤكده بر وجود چنين اثر از وى تواند بود . 6 - اينكه گويا مراد بكتاب « مفتاح التذكير » همان است كه مصنف ( ره ) خود از آن بكتاب « مفتاح الراحات فى فنون الحكايات » تعبير كرده است چنان كه در جائى از كتاب نقض گفته ( ص 145 ) : « و من در كتاب مفتاح الراحات فى فنون الحكايات شرح ايمان عمر بنوعى لطيف بيان كردهام و بسى از معروفان فريقين آن را نسخه كردهاند و ديده و خوانده » . و نيز در جاى ديگر گفته ( ص 249 ) : « و اعتقاد شيعه در حق زهاد و عباد و مفسران چنين بغايت نيكو باشد و چون مفصل