السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
64
مقدمه نقض و تعليقات آن
ابو اسماعيل حمدانى رحمة اللّه عليه باصفهان رفت پيش سلطان محمد و آنجا با ملاحده لعنهم اللّه مناظره كرد و ايشان را مخذول و منكوب كرد دژ كوه « 1 » بدادند و عطاش اقرع كشته شد ( تا آخر كلام او ) و در جاى ديگر نيز به اين مناظره و فتح دژ كوه تصريح كرده ( ص 184 ) . چنان كه ملاحظه مىشود كلام حاضر دلالت صحيحه دارد كه مؤلف ( ره ) بسال پانصد و پنجاه و شش بلكه بنابر نسخهء ديگر در سال 555 مشغول تأليف كتاب نقض بوده است پس بيانات سابق الذكر نگارنده و همچنين اين قول صاحب ذريعه « بعد سنة 556 » كه مأخوذ از قول صاحب رياض العلماء است ( رجوع شود بصفحهء 25 ) از قبيل اجتهاد در مقابل نص است پس خالى از مرتبهء قبول و ساقط از درجهء اعتبار خواهد بود مگر آنكه اين كلام و نظائر آن از بيانات ديگر مصنف ( ره ) توجيه و تأويل بشود از قبيل اينكه بگوئيم كه مراد مصنف ( ره ) از قول خود كه گفته « پنجاه و شش سال است » آنست كه پنجاه و شش سال نسبت بتأليف كتاب « فضائح الروافض » است و نسخه بدل مذكور « يعنى 555 سال » مؤيد اين احتمال است زيرا تاريخ ختم تأليف فضائح الروافض سال 555 بوده است ( رجوع شود بص 739 نقض ) اما ذيل كلام به هيچوجه قابل توجيه نيست براى اينكه فتح دژ كوه بسال پانصد بوده است چنان كه على بن ناصر حسينى در اخبار الدولة السلجوقية تصريح كرده است و نص عبارت او اين است ( ص 79 ) : « و فتح السلطان محمد قلعة شاهدز المجاور لاصفهان فى سنة خمسمائة بالسيف » و « شاهدز » نام ديگر همان قلعهء « دژ كوه » است چنان كه راوندى در راحة الصدور در احوال سلطان محمد بن ملكشاه ضمن ذكر قضاياى مربوطه به آن قلعه تصريح كرده به اين عبارت ( ص 156 ) : « قلعهء دژ كوه كه سلطان ملكشاه بنا فرموده بود و شاه دژ نام نهاده » و بهر دو قضيه يعنى باينكه فتح قلعهء نام برده بسال پانصد هجرى قمرى بوده است و باينكه « شاه دژ » و « دژ كوه » هر دو نام يك قلعه مىباشد غالب مورخين ديگر نيز تصريح كردهاند فراجع ان شئت . از جملهء مطالبى كه ميتوان استشمام تاريخ تأليف تقريبى كتاب را از آن نمود اين عبارت مصنف ( ره ) است كه گفته ( ص 167 - 168 ) : « در اين تاريخ كه اين نقض مىنويسم مثالى رسيده از قم كه مقطع قم امير غازى عادل صاتماز بن قايماز الحرامى ضاعف اللّه دولته بقم فرستاده است ( الى آخر كلامه ) » زيرا اين امير از معاريف امراى زمان سلاجقه بوده و ترجمهء حال و عظمت جاه و جلال و تاريخ وفاتش كه در سال پانصد و شصت بوده در غالب كتب تواريخ مصرح به است چنان كه نگارنده در ذيل همين دو صفحهء مشار اليهما ببعضى از آن موارد اشاره كرده است . بارى قضاياى تاريخى مهم در اين كتاب شريف فراوان ذكر شده است ( از آن جمله عبارت « اعز اللّه انصارهما » است كه در صفحهء 224 است ) بهتر آنست كه اختيار قضاوت به اين امر و اظهار عقيده در اين مطلب را بر عهدهء خود دانشمندان بگذاريم و السلام على من اتبع الهدى .
--> ( 1 ) در كتاب « النقض » بغلط « و زكات » چاپ شده است ليكن در ص 91 و ص 184 كه نام اين قلعه يعنى دژ كوه آمده درست چاپ شده است فراجع ان شئت .