السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

40

مقدمه نقض و تعليقات آن

كرد و شهر عظيم شد چنان كه گويند سى هزار مسجد و دو هزار و هفتصد و پنجاه مناره در آن بود دور با روش دوازده هزار گام است طالع عمارتش برج عقرب ، اهل شهر را بر سر سنگى با هم مخاصمت افتاد زيادت از صد هزار آدمى بقتل آمدند و خرابى تمام به حال اهل شهر راه يافت و در فترت مغول به كلى خراب شد و در عهد غازان خان ملك فخر الدين رئى به حكم يرليغ درو اندك عمارتى افزود و جمعى را ساكن گردانيد » . امين احمد رازى در هفت اقليم ضمن بيانات خود تحت عنوان « رى » چنين گفته : « در زمان المهدى باللّه عباسى عمارت شهر رى بدين منوال بوده : مدارس و خوانق شش هزار و چهار صد ، حمام سيصد و شصت ، مساجد چهل و شش هزار و چهار صد ، طاحونه هزار و دويست ، كاروانسرا دوازده هزار و هفتصد ، مناره پانزده هزار و سى و پنج ، يخچال چهار صد و پنجاه ، عصار خانه هزار و هفتصد ، قنات جاريه هژده هزار و نود و يك ، رودخانه نيز بسيار بوده ؛ و محلات نود و شش هزار ، و هر محله شش كوچه دارد ، هر كوچه چهل هزار خانه و هزار مسجد ؛ و در هر مسجدى هزار چراغدان از طلا و نقره و غيره بود كه هر شب روغن ميكرده‌اند و مجموع خانه‌ها هشت بار هزار هزار و سيصد و نود و شش بوده كه مردم مىنشسته‌اند ؛ لا يعلم الغيب الا هو » . فزونى استرآبادى در آخر بحيره تحت عنوان « خاتمه در اظهار معمورى بلدان » گفته ( ص 626 ) : « آبادانى رى در زمان ملك الشعراء خواجه بندار رازى در آن مرتبه بوده كه مدارس و خوانق شش هزار و هفتصد و هشتاد عدد ، مساجد چهار هزار و هفتصد و شصت و شش ، قنادخانه نهصد و بيست و هشت ، يخ چاه هزار و هفتصد و بيست و پنج ، و محلات نود و شش محله ؛ در هر محله چهل و شش كوچه ، و در هر كوچه چهل هزار خانه و هزار مسجد ، و در هر مسجدى هزار چراغدان از طلا و نقره و غيره ؛ العهدة على الراوى » . نگارنده گويد : اگر بيانات اين دو نفر يعنى امين احمد رازى و فزونى استرآبادى مبالغه‌آميز و افسانه مانند به نظر بيايد خوانندگان محترم آنها را به حساب نيارند زيرا ما بقى براى دلالت بر مدعاى مذكور كافى است . طبرى و ابن اثير دربارهء كثرت غنائم مسلمين هنگام فتح رى چنين گفته‌اند ( رجوع شود بوقايع سال 22 هجرى ) : « و أفاء اللّه على المسلمين بالرى نحوا من فىء المدائن » و قصهء اقدام ابن سعد بطمع ملك رى بر قتل حضرت سيد الشهداء حسين بن على عليهما السلام و أشعار او كه از آن جمله اين مصراع است « أ أترك ملك الرى و الرى منيتى » خود معروف و مشهور و بىنياز از شرح و بيان است . نجم الدين رازى در مقدمهء مرصاد العباد گفته : « در تاريخ شهور سبع عشر و ستمائة لشكر مخذول كفار تتار خذلهم اللّه ود مرهم استيلا يافت بر آن ديار و آن فتنه و قتل و فساد و اسر و هدم و حرق كه از آن ملاعين ظاهر شد در هيچ عصر در بلاد كفر و اسلام كس نشان نداده است و در هيچ تاريخ نيامده ( تا آنكه