السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

21

مقدمه نقض و تعليقات آن

اگر چه در اين عبارت تصريح نشده است كه در اين مورد از كتاب نقض استفاده شده است ليكن از كلمهء « نظم » ببعد همه از آن كتاب مستفاد و مأخوذ است هر كه طالب باشد مراجعه كند ( دو بيت در ص 285 نقض و عبارت فارسى نثر مذكور در بعدهم در ص 13 آن مندرج است ) حتى خود قاضى ( ره ) عين همين مضمون را در مجالس نيز آورده است و نص عبارت مجالس ( در اوائل مجلس دوم ، تحت عنوان « بنو حنيف » ضمن بيان حال مالك بن نويره و سوء معاملهء خالد با او ص 53 - 54 ) اين است : « و بر اهل انصاف پوشيده نيست كه باعث فضلاى اهل سنت در ارتكاب امثال اين تمحلات و كلمات چيست . . . ! اين همه از آنست كه مالك دوستدار خاندان بود و خالد دشمن عليست چنان كه شاعر گفته ( شعر ) : « همه نپذيرى ( الى آخر البيتين ) » و چه خوب گفته شيخ اجل عبد الجليل رازى رحمه اللّه كه در سينهء كه بغض پسر ابو طالب قرار گرفت طرفه نبايد داشتن كه توفيق و هدايت و سعادت و اقبال و شريعت و كمال بصيرت و ضياى انصاف از آنجا مهجور گردد تا هر چه گويد و كند همه خطا و ريا باشد خسر الدنيا و الآخرة ذلك هو الخسران المبين » و در ترجمهء حال مجد الدولهء ديلمى نيز اين عبارت نثر را با نسبت بشيخ عبد الجليل ( ره ) نقل كرده است ( رجوع شود بمجلس هشتم ، جند هفتم ، ص 377 ) پس به خوبى روشن شد كه در اين مورد نيز استفاده از نقض شده است و ترجمهء عين عبارت بدون تصرف ديگرى نقل گرديده است . 3 - اينكه قاضى فرموده : « چون بعضى از معاصران او از غلاة سنيان شهر رى و ناصبيان وادى ضلالت وعى مجموعهء در رد مذهب شيعه تأليف نمود علماى شيعه كه در رى و آن نواحى بودند باتفاق قرار دادند كه شيخ عبد الجليل اولى و احق است به آنكه متصدى دفع و نقض آن شود » مستنبط و مستخرج از اين عبارت صاحب كتاب « نقض » است كه گفته ( ص 3 ) : « و پيش از وصول اين كتاب بما مگر زمرهء از خواص علماء شيعه كه آن كتاب را مطالعه كرده بودند در حضرت مقدس مرتضى شرف الدين ملك النقباء سلطان العترة الطاهره ابو الفضل محمد بن على المرتضى ضاعف اللّه جلاله گفته بودند و بر لفظ گهر بار سيد السادات رفته كه عبد الجليل قزوينى ميبايد كه در جواب اين كتاب بر وجه حق شروعى كند چنان كه كسى انكار نتواند كرد » . پس گويا تسامحى در بيان كلام به كار رفته و يا اشتباهى روى داده است فتفطن . 4 - اينكه فرموده است : « و چون وجود آن نسخه بغايت نادر است » سخنى بسيار درست و كلامى به تمام معنى عين حقيقت و مطابق واقع است ؛ مؤيد اين مدعا و مصدق اين بيان آنكه نگارنده با نهايت فحصى كه در اين باب كرده است به غير از پنج نفر از علماى اعلام مطلع نشده است كه از اين كتاب نقلى كرده و نامى برده باشند ( البته اين پنج نفر باستثناى علماى تراجم احوال است مانند قاضى شوشترى و افندى و صاحب كشف الحجب و الاستار و صاحب روضات و امثال ايشان كه وظيفهء ايشان ذكر نام مؤلف و آثار او در كتب