السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

148

مقدمه نقض و تعليقات آن

گفتندى » ( رجوع شود بصفحات 511 و 513 و 515 ) . 3 - از ذكر اين مطالب در كتاب مفيد العلوم معلوم مىشود كه اين كتاب تأليف ابو - بكر خوارزمى معروف مستغنى از تعريف نيست چنان كه جماعتى آن را بوى نسبت داده‌اند زيرا وفات وى بسال سيصد و هشتاد و سه بوده و اين قضايا مدتها بعد از اين تاريخ واقع شده است . 4 - اينكه گفته : « نه بدر مصلحكان نشست و نه بدر زامهران » براى تنزيه شيعه است از نسبت باباحتيان زيرا چنان كه در سابق گذشت ( ص 76 - 77 ) مصلحكان و زامهران دو محلهء معروف بزرگ شيعه‌نشين شهر رى بوده است . 5 - اينكه غالب مورخين و ارباب تراجم تاج الملوك مستوفى را محرك بقتل نظام - الملك معرفى كرده و گفته‌اند كه بتحريك وى فدائيان اسماعيلى نظام الملك را كشتند همكار بودن وى را با حسن صباح چنان كه در نقض نيز تصريح شده است تأييد مىكند فراجع ان شئت . 6 - روده نام در رازهء و نام بازارى در رى بوده است رجوع شود بمسالك و ممالك اصطخرى ( ص 207 ) و در كتب ديگر نيز به اين مطلب تصريح شده است و نيز نام قريهء در رى بوده است و گويا قطب روده كه در « نقض » بعنوان نام محل ذكر شده است ( رجوع شود به ص 41 ) جائى در روده بوده است كه نسبت به آن مركزيت داشته است نظير قطب رودهء سمرقند ؛ سمعانى در انساب گفته : « الروذكى بضم الراء و سكون الواو و فتح الذال المعجمة و فى آخرها الكاف ؛ هذه النسبة الى روذك و هى ناحية بسمرقند و بها قرية يقال لها سح و هذه القرية قطب روذك و هى على فرسخين من سمرقند ( الى آخر ما قال ) » . اينكه مصنف ( ره ) در نقض گفته ( ص 93 ) : « و بعد از آن در سراى امارت بقزوين بگواهى خواجه امام حسن كرجى « 1 » سنى كه او را و پدرش خواجه ابو القاسم را ملاحده كشتند و بگواهى خواجه ابو اسماعيل حمدانى كه رئيس شيعه بود و اول فتوى به خون ملاحده در خانهء ايشان درست كردند و بگواهى خواجه امام عبد الحميد بن عبد الكريم حنفى كه معتبر و معتمد بود در اصحاب ابو حنيفه الحاد بدين ابو الفتوح درست شد ( تا آنكه گفته ) و خواجه امام ابو نجيب حنفى بر وى تشنيعها زده » . رافعى در تدوين گفته : « الحسن بن عبد الكريم بن الحسن بن على الكرجى ابو زرعة تولى رياسة الاصحاب و كانت له عناية بالاشعار يتتبع شواردها و اوابدها و له فيها مجموعة تدل على حسن الاختيار ( الى ان قال ) قتلته الملاحدة با بهر سنة تسع و عشرين و خمسمائة » . و نيز رافعى در تدوين گفته : « عبد الكريم بن الحسن بن على بن على بن ابراهيم ابو القاسم الكرجى جد الاول « 2 » نبيل كبير علما و جاها و كان اليه امامة الجامع بقزوين ( تا آنكه گفته ) و هو ممن عاش سعيدا و مات شهيدا قتلته الملاحدة سنة ثمان و تسعين و أربعمائة فى المحرم » . آنگاه ابيات غرائى در مدح و رثاى او از شعراى زمان وى نقل كرده است . و مراد از خواجه ابو اسماعيل حمدانى

--> ( 1 ) در نسخهء چاپى نقض بغلط « كرخى » چاپ شده است . ( 2 ) اشاره بترجمهء حفيد وى است كه سمى جدش بوده و در تدوين پيش از اين بترجمهء وى پرداخته است .