مير سيد محمد علوى عاملى
4
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى )
عقليّه كه از مدارك افهام و مدارج اوهام متعالى است شدهايم ، بىآنكه اكتفا بنكات لغات بصحاح جوهر لفظ و قاموس قرينه مقام و اساس قياس كرده باشيم ، تا از شمايم نسايم آن مشام عقل و روح مروّح گردد و از فوايح روايح آن دماغ اهل فتوح معطّر شود و متصدّى بسيارى از مضامين رشيق و معانى وثيق كه تا امروز به اين طرز محرّر نگشته بود ان أجرى الاعلى الذي فطرنى شديم تا شاه بال هماى آن آيات بر سر چندين مضمون سعادت مشحون گسترد و بصر بصيرت ارباب بينش از مشاهدهاش كامياب و سرمايهء با نصيبان دانش از مطالعهاش صاحب نصاب گردند . و چون اين سخنان نگارين دلنشين ، از مكامن غيوب ملكوتى و مواطن فيوض لاهوتى است ، اگر چه بوجهي قلمى شده و بزبانى نوشته كه از عرف ابناى زمان دور نباشد ، تا بدان وسيله تواند بود كه در مدارج بطون آن كلمات ، شروع كرده ، بندى چند از چادر عزّت اين مخدّرات حرمسراى قدس بسر انگشت توفيق گشوده شود ، تا ذكىّ دقايق دان ، روى توجّه بوادى مقدّس درك حقيقت اشيا آرد اين كتاب موسوم به لطايف غيبى گرديد ، اميد كه اسرار لطايف آثارش در حىّ قدس بطون و زواياى كنه كمون مختفي بوده ، جمال شاهد قدسى نقابش آلوده نظر ناپاكان كه به آب گذشتگى از ادناس تعلّقات اكوان متطهر نشدهاند نگردد * شعر يقول رجال الحىّ نطمع أن نرى * محاسن ليلى مت بداء المطامع و كيف ترى ليلى به عين ترى بها * سواها و ما طهّرتها بالمدامع اكنون نوبه آن رسيد كه به يارى توفيق حضرت بارى - جلّ جلاله و عمّ نواله - شروع در انجاز موعود رود و من اللّه التوفيق انّه بتحقيق الحقايق حقيق ، و كان تاريخ ذلك به حساب الجمل شريعت احمد و هو فى سنة ثلاث و ثلاثين بعد الألف من الهجرة .