مير سيد محمد علوى عاملى
3
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى )
و توتياى بصارت صاحبان بينش ساخته و بدستيارى قانون منطق خطا از صواب شناختهء سزاوار آنست كه مخدّرات حورا صفات حقايق معانى را كه قدسىنژادان شهرستان قدس و نورسيدگان وادى انساند كه برهنمونى عنايت ربّانى از ساكنان بلاد تجرّدآباد نفس ناطقه انسانى شده و از آنجا قدم رنجه كرده در رباط خيال نزول اجلال فرمودهاند و بعد از آن بر بادپاى حرف و صوت نشسته فوج فوج از دربند دهان راه داران اقليم بيان متوجّه سواد اعظم ظهور و اظهار شدهاند ، دمنپيراى ديدهء ظاهر و گلشنآراى عرصه خاطر قدرشناسان جوهر پاكيزه گوهران قيمت سنجان گوهر صاحب جوهران گردانى . بناء على ذلك قلم برداشتم و عنان سخن گذاشتم ، و اين لطايف غيبى و عوارف لاريبى كه بهر مدّتى مديد چنان تحفهء جديد از چار بندر اقليم خيال مسافران كشور معانى جلوهء ظهور نمايد و به چندين زمانى مانند اين خلوتيان از پرده سراى بطون ملكوت ببارگاه شهود روى آورد ، بر اين اوراق نگاشتم . و بالجمله اگر چه علماى اعلام و فضلاء عظام و اجلّاء كرام - قدس اللّه اسرارهم و جعل في أعلى العلّيين قرارهم - كه غيب نمايان اسرار الهام و پردهگشايان حقايق عناصر و اجراماند ، متوجه جمع آيات بيّنات قرآن مجيد و كلمات بلاغت آيات فرقان حميد كه در بيان شرايع نبوى و اوامر و نواهى دين مصطفويست گرديدهاند ، و ليكن متوجّه جمع آيات كه در باب ذات و صفات حضرت بارى تعالى و همچنين در بيان ساير امور اعتقاديّه است نگرديدهاند ، لاجرم اين كمينهء بيمقدار - بعون اللّه و حسن توفيقه - درين كتاب متوجه جمع آيات بيّنات فرقانى و ثمرات رياض آسمانى كه در باب ذات و صفات حضرت بارى - جلّ جلاله - خواه ثبوتى و خواه سلبى و همچنين در ساير أمور اعتقاديّه از نبوّت و امامت و معاد ، و غير ذلك از مراتب عليّه و درجات سنيّه كه تقليد در آنها روا نيست ، به ترتيبى كامل و توصيفى شامل و شرح غوامضى كه در طىّ آنها منطوى است ، با نكات قدسيّه و اشارات