مير سيد محمد علوى عاملى
26
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى )
لطيفة دينيه مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ بالف بقراءت عاصم و كسائى و يعقوب است ، و به غير الف قراءت غير ايشان « مالك » عبارت از متصرف در ذوات مملوكه است كيف يشاء و « ملك » متصرف بامر و نهى در مأمورين است . اضافهء مالك بيوم كه ظرف است اضافهء عامل بجارى مجراى مفعول به است ، يعنى مالك جميع چيزها در آن روز است ، چه قدرتهاى ظاهرى كه مردمان را در نشأه دنيا است در آنجا مستهلك خواهد بود . و حذف مفعول و اقامت ظرف مقام آن بنابر آن است كه اشعار بعموميّت مفعول داشته باشد ، تا ذهن هر كس منساق به مذهبى كه ممكن است شود . و وجه آنكه بيضاوى و غيره متوجّه تصحيح اضافهء « مالِكِ » به « يَوْمِ الدِّينِ » شدهاند نه « ملك » آن است كه درين اضافه به هيچوجه اشكال نيست ، چرا كه صفت مشبهه است و بناء آن از فعل لازم ، پس اين اضافه اضافهء صفت مشبهه به غير معمول است مثل كريم البلد ، فلا جرم اضافه حقيقه است ، فلا محاله صلاحيّت اين دارد كه صفت معرفه واقع شود و منحصر است اضافهء لفظيّه آن در اين كه مضاف بفاعل باشد و اين بر خلاف اضافه مالك به يوم است ، زيرا كه يوم جارى مجراى مفعول است پس اضافه لفظيّه خواهد بود ، پس چگونه صفت معرفه تواند بود ؟ فلهذا مفسّران متصدى اين اضافه شده گفتهاند يك بار « مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ » بمعنى مالك امور است در روز جزا ، پس اضافهء آن بيوم اضافهء صفت به غير معمول است ، و يك بار بمعنى « له الملك » بكسر ميم است ، پس درين هنگام مجرّد از معنى حدوث و تجدد است ، بلكه بمعنى دوام و استمرار است ، فلا محاله كسب تعريف از اضافه كرده است ، و بعضى بواسطه اين اشكال آن را بدل از اللّه كه معرفه است گرفتهاند ، چنانچه محققان از نحويين تجويز نمودهاند كه نكره غير موصوفه بدل از معرفه مىباشد و چون مقصود درين مقام حمد بارى تعالى بجميع صفات مذكوره