مير سيد محمد علوى عاملى
27
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى )
است نه به اين صفت وحدها ، ظاهر گرديد بطلان اين گمان ، و بالجمله مالك بيكى از آن دو توجيه صلاحيت دارد كه صفت معرفه باشد . اگر گويند چون يوم قائم مقام مفعول به است ، پس مالك عامل در آنست فلا جرم منصوب به آن خواهد بود ؛ پس چگونه متصوّر است كه اضافه اضافهء حقيقيّه باشد ؟ گوئيم مراد ازين كه ظرف بجاى مفعول به است آنست كه بحسب معنى تعلّقى به آن دارد ، نه اين كه آن را بحسب محل منصوب كردهاند ؛ پس ظاهر گرديد كه اضافهء مالك به يوم اضافهء عامل بمعمول نيست ، پس در آن اضافهء حقيقيه خواهد بود . و امّا تخصيص يوم باضافهء روز جزاء با وجود اين كه بارى تعالى مالك جميع اشيا در جميع اوقات است ؛ يا بواسطهء تعظيم روز جزاء است ، مانند « عبد زيد » يا بواسطهء آنكه ملك دنيا بحسب ظاهر اختصاصى به ابناء زمان دارد ، و لذلك قال عز من قائل « الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ » ؛ و اين وجه انسب بقراءت ملك است . و بالجمله « يَوْمِ الدِّينِ » روز قيامت است كه روز جزاست چه مشهور است « كما تدين تدان » يعنى « كما تفعل تجزى » ، و بعضى علما را اعتقاد آنست كه اين حديث نبويست ، و حقّ آنست كه ثابت نشده است ، و تعبير از تفعل به تدين از باب مشاكله است ، و گاه باشد كه تعبير از روز قيامت بروز ممدود شود ازين جهت كه آن را انقطاع و انقضا نيست ، چنانچه تعبير از روز گذشته بروز مفقود ، و از روز حاضر بروز مشهود ، و از روز آينده بروز مورود ، و از روز آخرين ايام دنيا بروز موعود مىشود . لطيفة ذوقية اشراقية بدان كه اين آيه بعد از آيه « رَبِّ الْعالَمِينَ » نهايت مناسبت دارد با سورهء كه در خاتمهء قرآن واقع است ، از وصف بمالكيت بعد از وصف بربوبيّت ، حيث قال عزّ من قائل « بِرَبِّ النَّاسِ * مَلِكِ النَّاسِ » پس فاتحه مناسب خاتمه است ، و درين نهايت بلاغت است بقانون ارباب عربيّت ؛ و اگر متبصّر صاحبنظر در عمق اين