مير سيد محمد علوى عاملى

15

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى )

اما مقدمه در بيان احوال مبدء و معاد و درين چند لطيفه است لطيفة لاهوتية [ در اشارات سورهء حمد ] چون سورهء فاتحه كه سبع المثانى است ، در بيان ذات و صفات حضرت بارى است و همچنين در آثار و افعال او ، بايد كه افتتاح به آن پيش از شروع در مقصود واقع شود . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ « اللَّهِ » اشارت است بذات حق تعالى كه جامع جميع صفات كمال است « الرَّحْمنِ » اشارت بصفات ذات و اضافات قيّوم واجب الوجود بالذاتست ، چرا كه رحمن عبارت از مبدئيت و فعّاليّت قدّوس حقّ وجود جميع ذرّات و ساير صفات ايشان را در دنيا و آخرت است ، پس درين اشارت بافعال او نيز هست و « الرَّحِيمِ » اشارتست بصفت حقّ تعالى كه تعلّق بممكنات در نشئهء قيامت دارد ، مثل عفو و گذشتن از گناه بندگان ، پس اشاره بمعاد ايشان نيز شده است . فلا جرم بر ديدهء حقيقت بين مخفى نخواهد بود كه درين آيه اشارت بذات و صفات و افعال واجب بالذّات بر سبيل اجمال است . و بعد از اشارت اجمالى شروع به حمد و ستايش نموده الحمد للّه رب العالمين « حمد » وصف بجميل است از روى تعظيم و تبجيل و « رب » بكسر صفت « اللّه » است و أمّا بفتح بنابر قراءت زيد بن على بن الحسين عليهما السّلام مبنى بر آنست كه منادائى بود كه حرف ندا از آن محذوف باشد ، و اين احتمال دور است ؛ اگر چه ازين دور تر آنست كه فعل ماضى بود كه با ضمير مستتر در آن جملهء مستانفه كه جواب از سؤال سائلى كه از سبب حمد حق تعالى مسأله مينمايد باشد . و ما حصل ربّ از تربيت است و عبارت از رسانيدن هر چيزى را بكمال خود بر سبيل تدريج . و اتّصاف بارى به اين صفت از باب مبالغه است مانند « فانّما هى اقبال و إدبار » فلا جرم مجاز در آن از قبيل مجاز عقلى است ، پس در عبارت حاجت باضمارى و تقديرى به هيچ‌وجه نيست . و امّا