عبد الرزاق اللاهيجي

67

گوهر مراد ( فارسى )

فصل دوّم از باب اوّل از مقالهء اولى در شناختن جوهر و عرض موجودات عالم بر دو گونه‌اند : يكى جوهر و ديگرى عرض . چه اگر موجود خود سر موجود باشد نه به تبعيّت وجود ديگرى ، چون ذات جسم ، آن را موجود قائم به ذات گويند و جوهر نام اوست ؛ و اگر خود سر موجود نباشد بلكه به تبعيّت ديگرى موجود باشد ، چون رنگ لاله و بوى گل و امثال وى ، آن موجود قائم به غير باشد . و موجود « 1 » قائم به غير بر دو گونه است : يكى آنكه آن غير ، مستغنى از او باشد كه اگر او از اين غير زائل شود و چيزى به جاى او نيايد آن غير زائل نشود ، چون بياض نسبت به جسم ، و اين قسم است كه عرض نام اوست . دوّم : آنكه غير مستغنى از او نباشد بالمعنى المذكور و اين قسم را صورت خوانند . چون صورت نطفگى نسبت به جسم نطفه كه اگر صورت نطفگى از جسم نطفه زايل شود و صورت انسانى مثلا به جاى او نيايد ، جسم نطفه لا محاله فاسد شود . و قيام به غير به معنى اعمّ را حلول گويند و آن غير را محل و قائم به او را حالّ و خصوص محلّ عرض را موضوع خوانند و محل صورت را مادّه و مطلق محل اعمّ از هر دو باشد .

--> ( 1 ) الف : و موجودى كه قائم به غير باشد .