عبد الرزاق اللاهيجي

475

گوهر مراد ( فارسى )

استقلال عقل در معرفة اللّه ، پس بطلان اين مذهب ثابت شد « 1 » . دوّم : غلات « و هم يقولون انّه يجب على اللّه نصب الإمام ليعلّم النّاس أحوال الأغذية و الأدوية و السّموم المهلكة و يعرّفهم الحرف و الصناعات » ، و ضعفش ظاهر است . سوّم : اصحاب ما اعنى اماميّه اثنىعشريّه - رضوان اللّه تعالى عليهم - و مستند ما دو وجه است : يكى : حاجت شريعت باقيه إلى يوم القيامه به حافظى معصوم ، مأمون از تغيير و تحريف ، چنان كه محتاج است در ابتدا به مبلغى معصوم مأمون ، و حاجت شريعت در بقاء به حافظى به غايت شبيه است به حاجت ممكن حادث در بقاء ، به علّت مبقيه . چنان كه مذهب جميع اهل تحقيق است . دوّم : حاجت مكلّفين به رئيس مطاع عالم عادل مأمون از جور و ميل ، پس وجود امام لطف باشد براى مكلّفين چه شك نيست كه مكلّف با وجود امام نزديك شود به فعل تكاليف ، و شك نيست در امكان وجود امام در هر زمانى از ازمنه ، چه دانستى كه مراد از امام معصوم نيست مگر عالم عادلى كه عدالتش مأمون باشد از بر طرف شدن ، و اين معنى به خبر دادن نبىّ و تعيين و تنصيص وى متحقّق شود ، و تحقّق علم و اصل عدالت ضرورى الإمكان بل الوقوع است ، و نيز ظاهر است عدم استلزام وجود امام مر مفاسد را ، چه هر مفسده كه در وجود امام متوهّم شود ، نظر به مصالحى كه مترتّب بر وجود اوست ، از غايت ندرت ملتفت إليه نتواند بود . و پيشتر دانستى كه ترك خير كثير به جهت شرّ قليل ، شر كثير است لا محاله ، پس هيچ‌گونه مانعى از وجود امامى كه لطف است متصوّر نباشد ، پس لا محاله نصب امام بر خداى تعالى واجب باشد و الّا

--> ( 1 ) ج : باشد .