عبد الرزاق اللاهيجي
474
گوهر مراد ( فارسى )
أن يخفى مثل هذا عليه و لا أن يكون الرجل العلميّ في هذه الغاية ، من الشعف بالاعتراض « 1 » . و جوابش آن است كه منافع و مضار معتبره در صغرى اعم است ، از اينكه دنيوى باشد ، يا اخروى به اعتراف شما چه امامت رياست عامّه است در امور دنيوى و اخروى ، و صلاح و فساد در امور دنيوى اگر چه محل نزاع حسن و قبح نيست ، ليكن در امور اخروى عين محل نزاع است . پس لا بدّ است از عقلى بودن صغرى ، و به اين اعتبار ، هرگاه دعوى وضوح آن كنند لا محاله ، كبرى اوضح از اين خواهد بود . چنان كه در تقرير اعتراض بيان كرديم و لا اقل اخفى از او « 2 » نتواند بود . پس حاجت به تعرض اجماع نباشد . و از آنچه گفتيم ظاهر شد كه مشعوف به اعتراض كيست چه فراموش كردن مذهب خود در گرمى هنگامهء جدال مبيّن اين معنى است . و مستند قائلين به وجوب عقلى بر امت وجه سوّم است از وجوه ثلاثه مذكوره ، ليكن در كبرى تمسّك به ضرورت كنند نه به اجماع ، چه ايشان قائلند به عقليّت حسن و قبح ، پس اعتراض مذكور بر ايشان وارد نيايد . و جواب مستند ايشان آن است كه دفع ضرر فى الحقيقه ، به وجود امامى حاصل تواند شد كه معصوم و منصوص عليه باشد . و نصب چنين امامى از قدرت امت خارج است لا محاله . و نيز چون ثابت كنيم وجوب على اللّه را ، ساقط شود وجوب على الناس . و قائلين به وجوب عقلى على اللّه بر سه فرقهاند : اوّل : اسماعيليّه و اعتقادات ايشان آن است كه معرفة اللّه حاصل نتواند شد ، مگر به تعليم نبىّ يا امام . پس واجب است بر خداى تعالى كه خالى نگرداند ارض را از معصومى كه تعليم معرفة اللّه كند خلايق را ، و چون ثابت شد
--> ( 1 ) شرح المقاصد ج 2 / 274 . ( 2 ) ب : آن .