عبد الرزاق اللاهيجي
466
گوهر مراد ( فارسى )
عمر متفطن به اين معنى شده ، نگذاشت و گفت : « دعوا الرّجل فإنّه ليهجر » . و قيل يهذى و في بعض الرواية « الرّجل قد غلب عليه الوجع فإنّه ليهجر حسبنا كتاب اللّه » « 1 » . يعنى اين مرد مرض بر او غالب شده و هذيان مىگويد بس است ما را كتاب خداى تعالى . و اين روايت على اختلاف العبارات متفق عليه است ميان ما و مخالفين ما ؛ و در بسيارى از كتب حديث ايشان به طريق ايشان « 2 » مروىّ شده . و اكثر علماى ايشان نيز در كتب كلاميه و غير كلاميّه خود نقل نمودهاند و اعتراف به صحّت آن كرده « 3 » ؛ و ارباب سير و تواريخ نيز نقل آن در كتب و تصانيف خود نمودهاند . و به عبارتى كه اوّل مذكور شد غزالى در كتاب سرّ العالمين « 4 » آورده و مضمون روايات على اختلاف العبارات نزديك به هم است . و علّامه در كتاب « كشف الحق و نهج الصدق » از مطاعن عمر كه اهل سنت نقل كردهاند اين روايات را از صحيح مسلم نقل كرده كه چون رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم بيمار شد ، دوات و « 5 » كاغذ طلبيد ، تا بنويسد كتابتى كه مختلف نشوند بعد از او و ارادهء حضرت آن بود كه نصّ كند در حالت موت بر پسر عمّش على - عليه السلام - پس عمر منع كرد و گفت : پيغمبر شما هذيان مىگويد . پس غوغا شد و اختلاف كردند ، حضرت دل تنگ شده گفت : دور شويد ، و صاحب ملل و نحل كه از اعاظم علماى اهل سنّت است در اوّل كتاب مذكور گفته ، كه اوّل خلافى كه در عالم واقع شد مخالفت « 6 » ابليس بود از سجده آدم - على نبيّنا و آله و عليه السلام - و اوّل خلافى كه در زمان « 7 » اسلام در مرض الموت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم واقع شده ، مخالفت عمر بود كه منع نمود كه وصيّت پيغمبر نوشته شود . و نقل كرده از محمّد بن
--> ( 1 ) صحيح مسلم 5 / 75 ، بخارى 1 / 39 كتاب علم 4 / 85 و 7 / 156 . ( 2 ) ج : « به طريق ايشان » ندارد . ( 3 ) ب : كردهاند . ( 4 ) سرّ العالمين 9 ، مقاله 4 . ( 5 ) الف : قلم ( 6 ) ب : خلاف . ( 7 ) ب : « زمان » ندارد .