عبد الرزاق اللاهيجي
452
گوهر مراد ( فارسى )
آنچه از پارهء ديگر شنيده مىشد . و نيز در بطحا شجرهاى را طلبيده هر شاخ شجره به تسبيح و تهليل در آمد ؛ پس به شجره گفت : منشقّ شو ؛ شجره به دو نصف شد . پس گفت : متّصل شو ، متّصل شد . پس گفت : گواهى ده به نبوّت من ، گواهى داد به نبوّت او . پس گفت : به مكان خود بازشود ، تسبيح و تهليلگويان ، چنان كرد كه فرموده بود . يهودى گفت : عيسى زاهد بود . حضرت « 1 » فرمود : كه حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلم « كان ازهد الأنبيا » بود . چه آن حضرت سيزده زن داشت به غير از كنيزكان . هرگز نزد آن حضرت مايده ننهادند ، كه در آن طعامى باشد « 2 » ، كه اهل تنعّم تناول كنند . و هرگز نان گندم تناول ننمود . و از نان جو نيز هرگز چندان تناول نكرد « 3 » كه سير شود ، در سه شب پىدرپى ؛ و آن حضرت رحلت نمود و درع مبارك او ؛ به چهار درهم نزد يهودى در رهن بود . « و ما ترك صفراء و لا بيضاء مع ما وطيع له من البلاد و مكّن له من غنايم العباد » . يعنى دينارى و درهمى از او نماند ، با آنكه بلاد گرفت و غنايم را صاحب شد ، و بسا « 4 » بود كه روزى سى صد هزار و چهار صد هزار قسمت مىكرد ، و چون شام مىشد و سائلى مىرسيد مىگفت : « و الّذي بعث محمّدا بالحقّ ما أمسى في آل محمّد صاع من شعير و لا صاع من تمر و لا درهم و لا دينار » . پس يهودى گفت : « أشهد أنّ لا إله إلّا اللّه و أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه » . و گواهى مىدهم كه حق تعالى ، هيچ پيغمبر و رسولى را درجه و فضيلتى نداد ، مگر آنكه دربارهء محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلم همهء آنها را جمع فرمود ، و زياده نيز نمود به اضعاف درجات « 5 » .
--> ( 1 ) ب : امير . ( 2 ) ب ، ج : بوده . ( 3 ) الف : ننمود . ( 4 ) ب : بسيار . ( 5 ) بحار الأنوار 10 / 48 - 28 .