عبد الرزاق اللاهيجي

451

گوهر مراد ( فارسى )

امير فرمود : كه « 1 » عيسى از چيزى خبر مىداد « 2 » ، كه صاحبش علم به آن داشت ؛ و از عيسى در حايطى و پردهء مستور بود . و پيغمبر ما از چيزى خبر مىداد كه هنوز موجود نشده بود ، و ديگرى علم به آن « 3 » نداشت مانند : موت كه كى خواهد شد و حرب كه كى خواهد بود ، و كه كشته خواهد شد ، و بسيار بود كه مردى مىآمد كه از حضرت سؤال كند مىفرمود تو خواهى گفت يا من بگويم . و مىگفت هر چه او خواسته بود . و حضرت وقتى كه در مدينه بود خبر مىداد اهل مكه را از اسرار ايشان در مكّه ، از جمله عمر بن وهب نزد او آمده گفت : آمده‌ام كه پسر مرا كه گرفتار شده « 4 » ، خلاص كنم حضرت فرمود : دروغ گفتى بلكه ميان تو و صفوان ابن اميّه صحبتى واقع شده ، و ياد كشتگان بدر كرديد ، و گفتيد : « و اللّه للموت خير لنا من البقاء مع ما صنع محمّد بنا و هل حياة بعد أهل القليب ؟ » و تو گفتى كه : و اللّه كه « 5 » اگر عيال و دين بر من نمىبود مىرفتم و ترا راحت مىرسانيدم از قتل محمّد صفوان تعهد عيال و تقبل دين تو كرده ، آمده‌اى كه مرا به قتل رسانى . عمر گفت : يا رسول اللّه « فأنا أشهد أن لا إله إلّا اللّه و أنّ محمّدا رسول اللّه » . و مانند اين خبر بسيار است . يهودى گفت : عيسى از گل هيئت مرغى ساخت و نفخ در « 6 » او كرده مرغى شد . امير - عليه السلام - فرمود : مانند و شبيه اين از پيغمبر ما نيز صادر شد ، در روز حنين ، حضرت حجرى برداشت و آن حجر به تسبيح و تهليل در آمد . پس حجر را گفت پاره‌اى « 7 » شو ، حجر به سه پاره شد و از هر پاره‌اى شنيده مىشد ، غير

--> ( 1 ) الف : « كه » ندارد . ( 2 ) الف : « مى » ندارد . ( 3 ) ب : او . ( 4 ) الف : آمده . ( 5 ) الف : « كه » ندارد . ( 6 ) الف : بر . ( 7 ) الف : پاره .