عبد الرزاق اللاهيجي

432

گوهر مراد ( فارسى )

حيث قال : لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ . « 1 » يهودى گفت : فانّ هذا إدريس رفعه اللّه « 2 » - عزّ و جلّ - مكانا عليّا ؛ منزلت ادريس را بلند گردانيد و او را اطعام داد از بهشت بعد از وفات . حضرت فرمود در شأن پيغمبر ما كرد افضل از اين ، حيث قال اللّه تعالى : وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ . « 3 » و طعام داد او را از تحف بهشت در زمان « 4 » حيات ؛ چه روزى كه آن سرور متضرّر بود از جوع ؛ جبرئيل آمد و جامى آورد كه در او تحفه جنّت بود ، و چون به دست آن سرور داد جام و تحفه هر دو به تسبيح در آمدند و تهليل كردند ؛ پس آن سرور به دست اهل بيت خود داد ، باز تسبيح و تهليل مىگفتند ، خواست كه به بعضى از اصحاب خود نيز دهد ، جبرئيل نگذاشت ، و گفت تحفهء جنت است ؛ نشايد جز نبى را يا وصى نبىّ را . پس آن سرور از آن تحفه « 5 » تناول كرد ، و ما نيز تناول كرديم ؛ و من هنوز مىيابم حلاوت آن را در كام خود . يهودى گفت : اينك نوح - عليه السلام - كه صبر كرد در راه خداى تعالى جفاى قوم خود را . حضرت فرمود : پيغمبر ما نيز صبر نمود « 6 » و عذر قوم خود خواست در وقتى كه تكذيب وى نمودند ، و از ميان خود بيرون كردند ، و سنگباران نمودند ، و ساير بىادبيها بجا آوردند ، و خداى تعالى ملك الجبال را فرستاد كه به اذن محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلم كوه را بشكافد و بر سر قوم فرود آرد و هلاكشان كند . آن سرور اذن نداد ! و گفت : من مبعوث شده‌ام كه رحمت عالميان باشم ؛ خداوندا هدايت كن قوم مرا كه ايشان نادانند . اى يهودى ، نوح چون مشاهده كرد غرق و هلاك

--> ( 1 ) الفتح 48 / 2 . ( 2 ) ب : تعالى . ( 3 ) انشراح 94 / 4 . ( 4 ) ب : حين . ( 5 ) الف : « تحفه » ندارد . ( 6 ) ب : فرمود .