عبد الرزاق اللاهيجي
418
گوهر مراد ( فارسى )
و حضرت مىفرمايند كه ابراهيم - عليه السلام - نخست نبى بود و امام نبود تا آنكه خداى تعالى فرمود : إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً « 1 » و در حديث ديگر آمده كه : « خداى تعالى ابراهيم را نخست مرتبهء بندگى داد و بعد از آن مرتبهء نبوّت عطا نموده و بعد از آن مرتبه رسالت كرامت فرمود و بعد از آن خلعت خلّت در او پوشانيد و بعد از آن به مرتبه عظيم امامتش رسانيده » « 2 » و بالجمله چون ابراهيم مژدهء امامت يافت مسئلت نموده كه از ذريّت من نيز امام بگردان . حق « 3 » تعالى فرمود كه عهد من يعنى امامت به ظالمان نمىرسد . و حضرت مىفرمايد كه يعنى هر كه عبادت بت كرده باشد در وقتى از اوقات قابل مرتبه امامت نيست . و نيز مثل اين حديث و قريب به اين حديث « 4 » از حضرت امام محمّد باقر و از جناب مقدس رضوى - عليهما السلام - روايت كردهاند ، و در حديثى ديگر همين معنى از أبى جعفر و أبى عبد اللّه - عليهما السلام - وارد شده كه : « قال قلت أصلحك اللّه كيف يعلم انّ الّذي رأى في النوم انّه حق و انّه الملك و في بعض النسخ انّه من الملك قال يوفّق لذلك حتى يعرفه » « 5 » يعنى : راوى گفت كه پرسيدم از حضرت كه چون معلوم مىشود آن را كه در خواب ديد كه آنچه ديده حق است و آنكه ديده ملك است ؛ يا آنچه شنيده از ملك است ؛ حضرت فرمود كه : هرآينه موفق خواهد شد از جانب خداى تعالى در شناختن و دانستن اين . و في حديث آخر : « و أمّا المحدّث فهو الّذي يحدّث فيسمع و لا يعاين و لا يرى في منامه » « 6 » يعنى محدّث آن است كه ملك حديث با او كند و او شنود حديث ملك را ليكن مشاهده ملك نكند و در خواب نيز ملك را نبيند .
--> ( 1 ) البقرة 2 / 124 . ( 2 ) الكافى 1 / 175 ، باب طبقات الأنبياء و الرسل . . . حديث 4 و 2 . ( 3 ) ب : خداى . ( 4 ) ب ، ج : « حديث » ندارد . ( 5 ) الكافى 1 / 177 ، باب الفرق بين الرسول و النبي و المحدث . ( 6 ) همان مأخذ 1 / 176 .