عبد الرزاق اللاهيجي

419

گوهر مراد ( فارسى )

و از مجموع آنچه مذكور شد ظاهر گشت كه نبى اعمّ است از رسول و رسول اعمّ است از اولى العزم . پس هر كه خبر داده شود از جانب خداى تعالى بىواسطه بشرى نبى باشد ، خواه مبعوث باشد به غير « 1 » و خواه نه ؛ و خبر دادن خواه به الهام باشد و خواه به وحى . و مراد از وحى سماع كلام است خواه در يقظه و خواه در منام ؛ خواه با رؤيت ملك و خواه با عدم آن . و رسول آن است كه مبعوث به غير باشد ، خواه تابع پيغمبرى ديگر باشد و خواه نه . و اولو العزم آن است كه مبعوث به غير باشد و تابع ديگرى نباشد ، و اين مرتبهء امامت باشد ذو پيغمبرى . و اولو العزم پنج تن باشند ، كما روى في الكافي : « عن أبي عبد اللّه - عليه السلام - سادة النبيّين و المرسلين خمسة و هم اولو العزم و عليهم دارت الرّحا ، نوح و إبراهيم و موسى و عيسى و محمّد - صلى اللّه عليه و آله و سلم و على جميع الأنبياء - » « 2 » يعنى اعاظم و ائمهء پيغمبران پنج تن بودند كه اولو العزم بودند و بر ايشان گرديد آسياى نبوّت ؛ يعنى ايشان به جاى مركز آسياى نبوّت بودند چنان كه اجزاى آسيا بر دور مركز گردد ، ساير انبياء بر دور ايشان مىگشتند ، يعنى تابع ايشان بودند و از ايشان مستفيد مىشدند . و اما عدد انبياء ؛ ابن بابويه - رحمة اللّه عليه - ، در كتاب « اعتقادات اماميه » صد و بيست و چهار هزار ذكر كرده « 3 » و در « شرح مقاصد » مذكور است از ابى ذر غفارى - رضي اللّه عنه - كه گفت : « پرسيدم از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم كه عدد انبيا چند بود ؟ فرمود : مائة الف و أربع و عشرون ألفا ؛ پس گفتم : رسولان چند بودند ؟ فرمود : ثلاثمائه و ثلاثة عشر جمّا غفيرا » . و بعد از آن نقل كرده از بعضى علما كه اولى عدم

--> ( 1 ) ب : خود . ( 2 ) الكافى 1 / 175 ، باب طبقات الأنبياء و الرسل حديث 3 . ( 3 ) اعتقادات صدوق / 92 ، المطبوع حديثا في ضمن مجموعة من مصنّفات الشيخ المفيد المجلد الخامس .