عبد الرزاق اللاهيجي
417
گوهر مراد ( فارسى )
كه پيغمبران « 1 » بر چهار طبقهاند : اوّل : پيغمبرى كه خبر داده شود به امور متعلقه به خود تنها و نبوّتش تجاوز نكند از نفس خود به ديگرى . دوّم : پيغمبرى كه همان نبوّتش همان منحصر در نفس خود باشد و مبعوث به ديگرى نباشد ، ليكن نبيند ملك را در خواب و شنود آواز او را در بيدارى نيز ، ليكن در بيدارى مشاهدهء ملك نكند و بر او امامى باشد يعنى تابع پيغمبرى ديگر باشد ، چنان كه لوط نسبت به ابراهيم - عليهما السلام - و مراد از امام آن است كه تابع ديگرى نباشد و ديگران تابع او باشند و اين معنى در انبياء نيز متحقق شود . پس پيغمبرى كه تابع پيغمبرى « 2 » ديگر نباشد امام باشد . و از اينكه اعتبار فرموده در طبقه دوّم ، رؤيت در منام و سماع كلام را ، ظاهر مىشود اعتبار عدمش در طبقهء « 3 » اولى به قرينه مقابله ، پس اخبار او به مجرد الهام باشد « 4 » يا سماع كلام ليكن در منام . طبقهء سوّم : پيغمبرى كه مشاهدهء ملك و سماع كلام در يقظه و منام كند و مبعوث بر ديگران نيز باشد خواه كم باشند و خواه بسيار ليكن بر او امامى باشد ؛ يعنى تابع شريعت ديگرى باشد مانند يونس - عليه السلام - كه تابع شريعت موسى - عليه السلام - بود . و حق عزّ من قائل در قرآن فرموده : وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ . « 5 » يعنى يونس را فرستاديم به سوى صد هزار كس يا زياده ؛ و حضرت امام - عليه السلام - مىفرمايند « 6 » كه آن زياده سى هزار بودند . طبقهء چهارم : پيغمبرى كه مشاهده ملك و سماع كلام در خواب و بيدارى كند و امام نيز باشد ، مانند : ابراهيم و ساير اولى العزم - عليهم السلام -
--> ( 1 ) ب : أنبياء . ( 2 ) ب : « پيغمبرى » ندارد . ( 3 ) ج : طريقه . ( 4 ) الف : و در طبقهء ثانيه با . ( 5 ) الصافات 37 / 147 . ( 6 ) الف : فرموده .