عبد الرزاق اللاهيجي
386
گوهر مراد ( فارسى )
و عمى و اعادهء حيات و بقاء ؛ و همچنين غالب در زمان داود - على نبيّنا و عليه السلام - علم موسيقى بود ؛ لهذا معجزهء وى تلاوت زبور بود به آهنگى كه از استماع آن وحوش و طيور ، مدهوش و مغشى مىافتادند . پس چون غالب در وقت بعثت پيغمبر ما - صلى اللّه عليه و آله و على جميع الأنبياء من قبله - فصاحت و بلاغت بود و اين فضيلت بالغ به اقصى مدارج كمال ، لهذا از معجزات آن حضرت قرآن مجيد است كه مشتمل است از حقايق و دقايق اين فضيلت ، بر مرتبهاى كه اشتمال كلام بشر ، بر آن مرتبه ممكن نيست . و مشركان عرب اين معنى را مىدانستند و بنابر شدت عداوت و غايت عناد ، ايمان نمىآوردند و از اعظم دلايل بر اينكه مشركان قادر بر معارضه قرآن نبودند ، مضطر شدن ايشان است به قتل و قتال و حرب و جدال و هلاك شدن صناديد و اعيان آن طبقه در مقاتله و ظاهر است و معلوم ، به حدّى كه جاى شبهه اصلا نيست . اينكه اگر مقدورشان بودى الزام آن سرور به معارضهء قرآن ، هرآينه اختيار آن مىنمودند و قرار هلاك به خود نمىدادند و مقابله « 1 » به سيوف را ترجيح بر معارضه بر اين حروف نمىدادند ؛ پس ثابت شد معجز بودن قرآن مجيد و چون معلوم است به تواتر ، ادّعاى آن حضرت نبوت را و اتيان به معجزهء قرآن و تحدّى به آن ؛ پس ثابت باشد نبوت آن حضرت . و امّا معجزهء ظاهرهء بالمعنى ، مجموع وقايع و امور و احوالى است كه وقوع آن بالضرورة خارق عادت است ، مانند شقّ قمر و امثال آن . و هر يك از آن وقايع و امور و احوال اگر چه منقول به اخبار آحاد است ليكن قدر مشترك ميان آنها متواتر است و علم به مضمون آن حاصل ، چون علم ما به شجاعت رستم و سخاوت حاتم كه هر يك از وقايع رزم رستم و قصص جود حاتم ، اگر چه
--> ( 1 ) الف : مقاتله .