عبد الرزاق اللاهيجي

387

گوهر مراد ( فارسى )

منقول به خبر واحد است لكن قدر مشترك ميان آنها بالغ به حدّ تواتر است و لهذا اصل شجاعت رستم و جود حاتم معلوم ماست بر سبيل قطع و جزم ، اگر چه هر يك از آن حكايات احتمال كذب دارد . و اين نوع از متواترات را متواتر بالمعنى گويند . و مراد از تواتر ، خبر دادن جماعتى است به وقوع و وجود امرى از امور محسوسه كه آن جماعت ، از كثرت تنها و يا از تفرّق تنها و يا از كثرت و تفرّق هر دو به حدّى باشند كه عقل تجويز اتفاق و مواضعهء ايشان بر كذب نكند . و نزد محققين ، در اهل تواتر عددى معيّن معتبر نيست چه گاه باشد كه از عددى علم حاصل شود كه گاهى ديگر از عددى بيش از آن حاصل نشود و گاهى ديگر ، از عددى كمتر از آن حاصل شود ؛ بلكه مناط تواتر حصول علم قطعى است و در حصول علم قطعى از تواتر سه چيز معتبر است . يكى بودن مخبر به از جمله محسوسات ، نه از جمله معانى و معقولات ؛ بنابر آنكه جايز است در معقولات ، حصول شبهه‌اى كه اكثر مردم از رفع آن عاجز باشند ، پس خبر دادن ايشان به حصول اعتقادى از اعتقادات ، موجب حصول علم براى سامعان نشود . دوّم بودن اهل تواتر در هر مرتبه از مراتب نقل به صفت مذكوره ؛ اعنى بودن به حدى كه عقل تجويز اتفاق ايشان بر كذب نكند . سوّم خلوّ ذهن سامعان از اعتقاد ، به نقيض خبر منقول ؛ چه هرگاه كسى معتقد به نقيض باشد ، اعتقاد وى هرآينه مانع باشد از حصول علم به مقابل آن . پس در هر خبر متواتر كه مجموع امور ثلاثه حاصل باشد لا محاله ، مفيد علم قطعى باشد و خلاف است در اينكه علم حاصل شده از تواتر ، ضرورى است يا نظرى ؛ و كثيرى از علماى ما بر آنند كه هر دو قبيل مىباشد و گمان من آن است كه مطلقا ضرورى است و در بعضى از مواضع مشتبه مىشود به نظرى