عبد الرزاق اللاهيجي

384

گوهر مراد ( فارسى )

فصل سيزدهم از باب دوّم از مقالهء سوّم در اثبات نبوّت پيغمبر ما محمّد بن عبد اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم بدان كه ثبوت نبوّت شخصى از اشخاص كسى را كه در زمان آن نبىّ باشد و مشاهدهء آثار و احوال او كند در كمال ظهور است ، به حيثيتى كه اگر في الجمله عقلى و شعورى باشد ، محتاج به مشاهدهء معجزه « 1 » نيست . و امّا اثبات نبوّت شخصى معيّن بعد از انقضاى زمان نبىّ ، منحصر است در طريق تواتر و اخبار دالّه بر ادّعاى شخصى معيّن مر نبوت را و اظهار معجزه بر طبق دعوى خود . و اين معنى ، اعنى علم به ادعاى نبوت و ظهور معجزه بر طبق آن از پيغمبر ما صلى اللّه عليه و آله و سلم ، متحقق است براى ما از راه تواتر به نوعى كه قابل تشكيك نيست ؛ مانند علم ما به وجود بلدان نائيه ، چون مصر و چين و احوال ماضيه ، چون ملك جمشيد و رزم رستم . و معجزات پيغمبر ما صلى اللّه عليه و آله و سلم بر دو گونه است : يكى ظاهر بالعين ، و آن قرآن مجيد است كه متواتر است به ثبوت آن از آن حضرت و تحدّى به آن ، يعنى در معرض معارضه آن در آوردن مر بلغاى عرب را ؛ و معجز بودن آن على أصحّ الأقوال به سبب واقع بودن اوست در اقصى مراتب

--> ( 1 ) الف : معجزات .