عبد الرزاق اللاهيجي

284

گوهر مراد ( فارسى )

بر اين « 1 » نهج به عمل آيد ، نورى از انوار الهيّه فايض شود ، و لمعه‌اى از بوارق ربانيّه ساطع گردد كه به آن نور ، حقايق اشيا چنان كه هست مشاهده شود « 2 » ، چنان كه به نور بصر انواع محسوسات بصرى مدرك گردد . و ما به حسن ظن اعتقاد كرده‌ايم به امكان صدق اين دعوى نه بر نهجى كه از كتب و رسائل اين طايفه مفهوم تواند شد ؛ چه اين معنى گفتنى و نوشتنى نيست و غرض اكابر از گفتن و نوشتن اين معانى بيان حقيقت آن نبوده ، بلكه مقصود اعانتى بوده كه سالك مستعد را از اين گفتگو حاصل تواند شد . و نيز غرض . اخبارى بود كه موجب تهييج اشواق صاحبان اذواق تواند گشت . زنهار كه به ظاهر اقوال اين طايفه ، مغرور نشوى و انكار ايشان را نيز بر خود لازم نشمرى كه اگر چه در ميان اين طبقه « 3 » مبطلان بسياراند ليكن محققان « 4 » نيز بسياراند و اين معنى فى نفسه ، حق است كو مدّعى آن بر حق مباش . « 5 » بلكه حسن ظن به اكابر قوم را بر خود لازم ساز كه شايد از بركت « 6 » حسن ظن بهره‌مند گردى و موجب دريافتن عنايت الهى و انفتاح ابواب سعادت « 7 » سرمدى گردد . و ببايد دانست كه مراد ايشان از آن نور فايض كه مذكور شد ، نه نورى است از خارج ، بلكه همان نور است كه حق سبحانه و تعالى آن را در انسان تعبيه كرده و غرض از رياضات به طريق تصفيه آن نور است و تجليهء وى « 8 » از مكدّرات طبيعيّه و حسيّه و خياليّه و وهميّه ؛ و چون آن تصفيه و تجليه بر نهج صواب به عمل آيد بعد از آنكه مرتاض به رياضات « 9 » علميّه « 10 » و معتقد

--> ( 1 ) ب : بدين . ( 2 ) ج : گردد . ( 3 ) ب : طايفه و كذاب و . ( 4 ) ب : محقّان . ( 5 ) ب : مباشى . ( 6 ) ب : يمن . ( 7 ) ب : سعادات . ( 8 ) الف : آن . ( 9 ) ب : رياضت . ( 10 ) الف : عمليّه .