عبد الرزاق اللاهيجي
261
گوهر مراد ( فارسى )
و امّا در كيفيّت علم خداى تعالى به موجودات ، ميان علما اختلاف است و سبب اختلاف آن است كه علم بر دو گونه تواند بود : يكى آنكه صورت شيء قائم باشد به ذات عالم ، چنان كه در علم نفس ناطقه به موجودات خارجى مثل سما و ارض ؛ چه صورتى از سما مثلا قائم شود به نفس و دانستن نفس مر سما را عبارت باشد از حاضر « 1 » بودن صورت سما نزد وى . پس معلوم بالذّات و حاضر بالذّات نزد نفس صورت سما باشد و ذات سما نباشد مگر معلوم بالعرض و به تبعيّت صورت و اين نوع علم را علم حصولى گويند . و نوع ديگر از علم آنكه ذات شيء بذاتها نزد عالم حاضر باشد و منكشف بر وى ؛ خواه سبب حضور ، اتّحاد عالم و معلوم باشد بالذات ، چنان كه در علم نفس ناطقه به ذات خود و علم واجب الوجود به ذات خود و علوم ساير مجردات به ذوات خود ؛ و خواه سبب حضور ، قيام معلوم باشد به عالم چنان كه در علم نفس ، به صورت علميّه خود ، چه علم نفس به سما مثلا به وسيله صورتى است حاصله از سما در ذات نفس و علم نفس به صورت سماى « 2 » حاصلهء در نفس ، به مجرّد حضور آن صورت است بذاتها نزد نفس نه به وسيلهء صورتى ديگر ، كه اگر علم به هر صورتى به وسيله صورتى ديگر بودى هرآينه در صورت علم نفس به شىء واحد اجتماع صور غير متناهيه در نفس لازم آمدى و بطلان اين از بديهيات است . پس علم نفس به صورت علميهء حاصله در نفس به وسيله قيام او باشد به نفس كه موجب حضور و انكشاف آن شده نزد نفس ؛ و خواه سبب حضور معلوم نزد عالم رابطه خاصى باشد وراى اتّحاد و
--> ( 1 ) الف : حضور . ( 2 ) ب : سما . الف : سمائى .