عبد الرزاق اللاهيجي

249

گوهر مراد ( فارسى )

فصل چهارم از باب دوّم از مقاله دوّم در بيان قدرت واجب تعالى و اراده و اختيار بدان كه قدرت به معنى قوه و توانايى است و توانايى بر حالتى و صفتى اطلاق كنند كه فاعل را نظر به فعل و ترك هر دو باشد . مثلا گويند كه زيد تواند كه كتابت كند ، بنابراين كه تواند هم كتابت نكند و نگويند مثلا كه آتش تواند بسوزاند ، به سبب آنكه نتواند كه نسوزاند . پس قدرت ، امكان صدور فعل و ترك باشد نظر به فاعل به طريق تساوى ، پس رجحان احدهما لا محاله محتاج باشد به مرجّحى كه آن را داعى گويند ، يعنى باعث بر فعل يا ترك . و بايد كه متصوّر فاعل باشد و في الحقيقه آن تصوّر و علم ، مرجّح خواهد بود ، پس قدرت البته مقارن علم و شعور باشد و به همين جدا شود قدرت از امكانى كه هر معلول را در مرتبهء وجود علّت ، مىباشد و آن امكان ، لا محاله مستلزم تساوى فعل و ترك است نظر به فاعل و حال آنكه آن تساوى را مطلقا قدرت نگويند . و همچنين هر فاعل طبيعى كه تأثيرش موقوف باشد به وجود شرطى ، شك نيست كه وجود و عدم مشروط با قطع نظر از وجود و عدم شرط ، متساوى النسبه باشد نظر به فاعل . و ظاهر است كه آن تساوى قدرت نباشد ، بلكه قدرت تساوى است كه مقارن شعور فاعل باشد و مرجّحى كه لا بد است ضمّ شدن او