عبد الرزاق اللاهيجي

248

گوهر مراد ( فارسى )

و چون اين جمله دانسته شد ، ببايد دانست كه آنچه عين است در واجب ، صفات حقيقيّه است على الوجهين ، نه اضافيه محضه ؛ چه مفهوم اضافى ، عين ذات نتواند بود و كمالى نيز در نفس اضافه نيست كه خلوّ از او مستلزم نقص باشد ، بلكه اضافات بعد از كمال و تماميّت ذات عارض شود . و محققين از حكما بر آنند كه صفات اضافيهء « 1 » واجب ، با كثرت مفهومات ، نيست در خارج مگر عين اضافهء واحده كه آن اضافهء مبدئيّت است نظر به جميع اشيا . و چنان كه ذات واحده علم است به اعتبارى و قدرت است به اعتبارى و اراده است به اعتبارى و كذلك اضافهء واحده كه آن مبدئيّت اشياست ، خالقيّت است به اعتبارى و رازقيّت است به اعتبارى و رحيميّت است به اعتبارى و رحمانيّت است به اعتبارى إلى سائر الإضافات و اختلافى نيست مگر به حسب اعتبار . و آن اضافهء واحده ، واحد است به حسب اوقات و ازمان مختلفه نيز ، من الأزل إلى الأبد ، و اختلاف و تجدد اوقات و أزمان ، موجب اختلاف و تجدّد آن اضافهء واحده نيست چه نسبت جميع ازمنه و اوقات و امكنه و ابعاد نظر به ذات مقدّس واجب نيست ، مگر نسبت واحده . و فهم اين معنى اگر چه به غايت دشوار است ، خصوصا متحصّنين در سجن روزگار و حصار مكان را كه سر تجرّد از گريبان تعلّق بر نياورده باشند و مشاهدهء فضاى واسع لازمان و لامكان به بصر بصيرت ننموده ، امّا مطابق واقع است و مؤدّاى برهان و مطابق مفهوم از احاديث و قرآن . و چون اين معانى دانسته شد شروع در اثبات بعضى از صفات كمال كه محتاج به اثبات باشد و شرح معانى و بيان كيفيّت آنها كرده خواهد شد .

--> ( 1 ) ج : از جمله « اضافيه تا مبدئيت » ندارد .