عبد الرزاق اللاهيجي

238

گوهر مراد ( فارسى )

فصل اوّل در بيان صفات سلبيه و ثبوتيه و معنى اسم و صفت و فرق ميان صفت و اسم اشاره شد به آنكه واجب الوجود « 1 » را دو گونه صفات است : صفات سلبيّه ، يعنى صفتى چند كه سلب در مفهوم آنها معتبر است نسبت به امورى كه ممتنع است اتّصاف واجب تعالى به آنها و واجب است نفى و سلب آنها از واجب الوجود ؛ و صفات ثبوتيّه ، يعنى صفتى چند كه واجب است اتّصاف واجب تعالى به آنها . امّا صفات سلبيّه راجع شود به تجرد و تنزّه واجب تعالى از هر چه لايق به جلال او نيست ، مانند جوهريّت و جسميّت و ماديّت و تركيب و شريك و كفو و ضدّ و مانند آن . و دليل بر تنزه واجب تعالى از آنها ، اتّصاف اوست به وجوب وجود كه عين حقيقت اوست ، چه خواصّ وجوب وجود ، مستلزم نفى آنهاست . و همهء آنها دانسته شد غير « 2 » از جوهريّت . و آن نيز لازم آيد از اين كه دانسته شد كه وجود واجب تعالى عين ذات اوست و او را ماهيّتى نيست به غير از وجود . و نزد حكما ، جوهر ماهيّتى است كه هرگاه موجود شود ، در موضوع نباشد و جوهر را جنس ما تحت خود دانند . پس جوهر به اين معنى بر واجب

--> ( 1 ) الف : « الوجود » ندارد . ( 2 ) ب : به غير