عبد الرزاق اللاهيجي
141
گوهر مراد ( فارسى )
فصل يازدهم از باب اوّل [ از مقالهء اولى ] در بيان لطيف و شريف و كثيف و خسيس اجسام عنصرى در نتيجهء فصول مذكور دانسته شد كه عالم اجسام بر دو گونه است : يكى عالم فلكيّات و ديگرى عالم عنصريّات . و خداى تعالى فلكيّات را مؤثر آفريده و عنصريات را متأثر . و مادّهء فلكى به استعداد ذاتى قابل هر صورتى كه در به دو فطرت شده ، از او مفارقت نكند و قابليّت تأثّر از جسم ديگر در او نبود و او را به غير از استعداد ذاتى فطرى ، استعدادى و قابليّتى ديگر كسبى طارى نباشد و از اين جهت است كه كون و فساد در فلكيّات نبود . به خلاف مادّه عنصرى كه او را قابليّتى غير محصور داده و استعدادت وى متجدّد و متغيّر باشد و به هر استعدادى قبول صورتى كند . و عالم عناصر عالم كون و فساد باشد و جميع تجدّدات و تغيّرات كه در اين عالم واقع شود همه از تأثير افلاك و تابش كواكب بود . و چون فلكيّات هميشه در حركتند و اوضاع ايشان قياس به عنصريّات ، مختلف و تأثير ايشان به وساطت اوضاع ، لهذا تأثير فلكيّات در عنصريات مختلف شود ، هم به حسب مكان و هم به حسب زمان ، كلّ ذلك بتقدير العزيز العليم و چون مادّهء هيچ يك از فلكيّات مستعد غير صورتى كه دارد نيست ، پس هيچ مادّه در فلكيّات مشترك ميان صور متعدده نبود ، به خلاف مادّهء عنصريّات كه مستعد و قابل صورتى بعد صورتى است إلى ما شاء اللّه . و مادّهء هر عنصرى