عبد الرزاق اللاهيجي

125

گوهر مراد ( فارسى )

امّا قوس قزح : بيان تفصيلى سببش به غايت مشكل است ، به تخصيص سبب اختلاف الوانش . و بيان اجماليش ارتسام ضوء نيّر اعظم است در اجزاى رشيّهء صقيلهء مائيهء واقعه در هوا ، به هيئت استداره ، كه در عقب آن جسمى تيره مانند جبل يا ابر سياه باشد ، تا حكم آيينه پيدا كند . و به تجربه معلوم شده كه ريزه‌هاى آينه حكايت لون وضوء كند ، اما حكايت شكل و صورت نتواند كرد . و سبب اختلاف الوانش ، على سبيل الاجمال ، اختلاف استعدادات آن اجزاء تواند بود ، يا اختلاف اوضاع به حسب قرب و بعد از نيّر ، يا تركيب ميان ضوء نيّر و الوان مختلفه غمام . و حدوث اين صورت از اجزاى مذكوره بعيد نيست ، اگر ابروى خود را تر كنى و متوجه قرص آفتاب شوى ، به حيثيّتى كه نظر تو از تارهاى موى حاجب منعكس به آفتاب شود ، هرآينه الوان عجيبه مشاهد تو گردد كه شاهد قضيّه قوس قزح تواند شد . و نزديك به امر قوس قزح است امر هاله . چه حدوث هاله ، از ارتسام ضوء قمر باشد ، در اجزاى وشيّهء متصغّرهء صيقلهء مستديرهء واقعه به حسب وضع در حوالى نيّر . و بسيار اتفاق افتد كه دو دايره يا زياده از اجزاء رشيّه در حوالى نيّر واقع شود ، بعضى فوق بعضى ، و در اين حالت هالات متعدده مشاهده شود « 1 » بر هيئت دواير كه بعضى محيط بر بعضى باشد . و از بعضى ديدن هفت هاله با هم منقول شده . و بر سبيل ندرت تواند بود كه هاله در حوالى شمس نيز مرتسم شود . و شيخ ابو على بن سينا حكايت مشاهده اين حالت كرده . و اما شهب و نيازك و نظاير آن سببش آن است كه هرگاه دخان متصاعد گردد و در طبقهء زمهريريه محتبس نشود و تجاوز نمايد ، پس اگر لطيف باشد چون به طبقهء دوّم هوا رسد كه فى الجمله مجاورتى با كرهء نار دارد ، حرارت نار از دور در او تأثير كند و مشتعل شود و چون به غايت لطيف است ، زود منقلب به

--> ( 1 ) الف : گردد .