عبد الرزاق اللاهيجي
107
گوهر مراد ( فارسى )
صرف نيستند اتّصال آنها به كره نار موجب خلل در كرويّت وى نيست . و اما سطح مقعّرش كه مماس سطح آب و خاك است به سبب وجود بلنديها و پستيهاى روى زمين ، و همچنين وجود اشجار و عمارات و وجود امواج درياها و كرهء هوا را چهار طبقه است : يكى : مجاور كرهء نار ، كه ممزوج است به اجزاء ناريّه ، و در او حادث شود كواكب ذوات اذناب و نيازك و غير آن . دوّم : طبقه هواى غالب ، كه در او اجزاء عنصرى غريب به غايت كم بود و در او حادث شود شهب يعنى كواكب جهنده . سوّم : طبقه زمهريريه ، كه در كمال برودت است به سبب مجاورت آب و زمين « 1 » ، و عدم وصول اثر شعاع شمس كه از زمين منعكس گردد و در او حادث شود سحاب و رعد و برق . چهارم : هواى مجاور ارض و ماء ، كه به او مىرسد اثر شعاع منعكس از زمين و بيان كيفيّت « 2 » حدوث اشياء مذكوره ان شاء اللّه تعالى عن قريب بيايد . سوّم بارد رطب و آن عنصر آب است و محيط به قريب به سه ربع زمين ، و درياى بزرگ كه درياى محيطش خوانند ، و درياهاى ديگر متصل به اوست ؛ عبارت از كرهء آب است و آن كرهاى است ناتمام و با وجود ناتمامى سطحين او نيز به كرويّت حقيقى باقى نيستند ، بنابر اسبابى كه مذكور شد . چهارم بارد يابس و آن عنصر خاك است و واقع به هيئت كره مصمت ، مركزش مركز عالم و او را سه طبقه است : اوّل طبقهاى كه محتبس گردد در او ابخره و ادخنه ، و در او حادث شود جبال و معادن و نباتات و حيوانات متولده . دوّم طبقه « 3 » طينيّه ، كه ممزوج است به آب . و سوّم طبقه ارض صرف ،
--> ( 1 ) ب ، ج : « زمين » ندارد . ( 2 ) ب ، ج : « كيفيّت » ندارد . ( 3 ) ج : « طبقه » ندارد .