عبد الرزاق اللاهيجي
105
گوهر مراد ( فارسى )
فصل ششم از باب اوّل از مقاله اولى در ذكر عناصر و بيان بعض از احوال وى بدان كه عنصر بسيط به حسب « 1 » تتبّع و وجدان بر چهار گونه است : اوّل : حار يابس و آن عنصر نار است و مكان اصليش تحت فلك قمر است به حيثيتى كه سطح محدّب او مماس سطح مقعّر فلك قمر است ، و عنصر نار به حسب محدّب بر كرويّتى « 2 » كه مقتضاى طبع بسيط است باقى است ، چه از آن جهت وى را مانعى و قاسرى نتواند بود ، چه در آن جهت منتهى به عالم افلاك است و قسر در عالم افلاك نيست . امّا از جهت مقعّر بعضى بر آنند كه بر كرويّت طبيعى نمانده ، به سبب اتصال ادخنه مرتفعه از تحت به سوى او . و اين قول به غايت ضعيف است چه وصول ادخنه به او مستلزم خرق او و دخول و نفوذ در او نيست تا او را از كرويّت حقيقى بيرون برد ؛ چه شايد كه بر سطح مقعرش منبسط گردد ، اما مىتوان گفت مراد قائل اين باشد كه پيش از وصول ادخنه به مجرد قرب آتش در او افتد
--> ( 1 ) ج : به سبب . ( 2 ) ب : كرويت .