نظر علي الطالقاني

92

كاشف الأسرار ( فارسى )

اميد توبه در معصيت واقع شوند ضرر به اين دليل ندارد . چه ترك خير كثير به جهت شرّ قليل شرّ كثير است . پس اگر بفرمايد من توبه قبول نمىكنم مردم ملجأ شوند كه اين عقل‌ها و قدرت‌ها را كه خدا به جهت علم و عمل آفريده در معاصى و شرور صرف نمايند . پس خدا خود باعث شده و نقض غرض نموده به قاعده لطف كه در ما نحن فيه بسيار ظهور دارد . بلكه همان مفاسدى كه بر جبر وارد است از عبث بودن بعث و ارشاد انبياء نعوذ باللّه ، همه بر عدم قبول توبه وارد است . زيرا همه گويند خدا كه توبه قبول نمىكند و لا بد عذاب مىكند پس چرا ما لذت معاصى نبريم . عذاب بيشتر مىشود بشود ، آبى كه از سر گذشت چه يك ذرع و چه صد ذرع . حكايت آن شخص كه از چندين عابد سؤال كرد كه من چندين قتل نفس كرده‌ام توبه من قبول است گفتند نه ، آنها را هم كشت ، معروف است . بلكه نظم دنيا هم به هم مىخورد ، نه تنها نظم آخرت . دوّم آن كه دل چون آينه ، و گناه چون چرك ، و توبه چون صيقل است . و چون دل پاك شد به فطرت خدا بازگشته و چون اوّل شده كه خدا آفريده و خدا پسنديده بود . سوّم دليلى است كه اطمينان خودم به او بيشتر از ساير ادلّه است و آن‌ها به منزله انّ است و اين به منزلهء لمّ . چه حاصل آن‌ها اين بود كه ترك قبول ، مفاسد عظيمه دارد و بر خدا دفع مفاسد و رفع نقض غرض لازم است . و حاصل اين دليل اين است كه در خود توبه وجوب قبول افتاده است ، خواه مفسده‌اى باشد و خواه نباشد . و اگر هيچ مفسده‌اى نبود همچنين بود . بيانش آن است كه هر مقصر و بدكار كه از در توبه و از راه معذرت پيش آيد و اقرار كند و پلاس سياه به گردن افكند و شمشير به دست تو بدهد كه من فلان خلاف با تو كرده‌ام و يا پسر تو را كشته‌ام ؛ اين شمشير ، خواهى بكش و خواهى ببخش ، و لكن به پاى تو خود به در خانه توبه اميد عفو آمده‌ام ؛ بالبديهه اگر از او نگذرى و او را مع ذلك بكشى ، تو را ديگران ملامت كنند . همه گويند هر چند آن شخص بد كرد پسر او را كشت و لكن حال كه به در خانهء او آمد اين هم بد كرد و نامردى كرد كه از او قصاص كرد و او را كشت . بلكه گويند اين بدتر از او كرد . و اين ملامت نه به جهت ملت و مذهب است بلكه مركوز در عقول و اذهان هر كسى است كه معتقد به دينى هم نباشد . و چه خوب اشاره به اين مطلب دارد حديث باقر ( ع ) كه محمّد بن مسلم عرض كرد فان عاد بعد التّوبة و الاستغفار فى الذّنوب و عاد فى التّوبة فقال ( ع ) يا محمّد بن مسلم أ ترى العبد المؤمن يندم على