نظر علي الطالقاني
90
كاشف الأسرار ( فارسى )
رعيت و مملكت را آباد كنى و هم خود به امداد رعيّت به كمال برسى . حال گوئيم بدان چنانچه عالم كبير از به دو ايجاد در ترقّى بود تا آن كه خليفة اللّه حضرت آدم به وجود آمد و ساير پيغمبران و اولو العزم و حضرت خاتم ( ص ) به ظهور رسيد ، تو را نيز قوّهء طبقات و لياقت درجات بسيارى است . و دانستى كه عالم تو نيز رفته رفته در ترقى است و اول زمان بروز عقل و تكليف به منزله حضرت آدم است در عالم كبير . و اگر آنچه در تو قوّه و لياقت هست به توفيق خدا به مقام فعليتش برسانى آنجا مقام خاتميت اين عالم صغير است . و اگر العياذ باللّه در طرف شقاوت چنين شوى آنجا مقام خاتم الاشقياء اين عالم صغير است . پس ظاهر شد كه لكلّ فرعون موسى در عالم كبير است كه هم خاتم الانبياء دارد و هم خاتم الاشقياء ، به خلاف عالم صغير كه درجات او چنان متحد و منطوى است كه يكى از سعادت و شقاوت بر او صدق كند و هر دو نشود . و لكن بدان كه قوه و لياقتها متفاوت است . اگر يك شب احيا نگهداريم ببين فردا چگونه كسل و خستهايم . آن قوه امير المؤمنينى ( ع ) است كه شبى دو هزار ركعت نماز مىكرد . و آن سيد الشهداء روحى له الفداء بود با لب تشنه و شكم گرسنه و هنگامهء عيال و آن دشمن بيشمار ، شب عاشورا را به احياء و عبادت گذراند و در روز كرد آنچه را كه طاقت احدى نبود . يا ليتنا كنت معه فافوز فوزا عظيما الا لعنة اللّه على القوم الظّالمين و سيعلم الّذين ظلموا اىّ منقلب ينقلبون . مطلب چهارم در توبه است . قال اللّه تعالى فى سورة التحريم يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً 258 الآية . و آيات و اخبار توبه از حد و حصر بيرون است و هر طاعتى و معصيتى كه در او آيات و اخبار بسيار باشد بدان كه او را عظمى و شأنى است . با خبر باش و اين معيار را فراموش مكن . و چون تفصيل توبه را در مجالس ديگر گفتهايم اينجا نمىگوئيم ، زيرا كه در اينجا مطلب ديگر داريم . بدان كه از مسلّمات علماء ( قدس سرهم ) است كه اول قدم سالك و اول عمل سالك توبه است . بيانش اين است كه گاهى اسباب غيبى از براى بعضى چنان فراهم آيد كه در آن واحد مجذوب شود و به مقام عشق رسد و از خود بگذرد ، مثل بشر حافى . و چون