نظر علي الطالقاني

86

كاشف الأسرار ( فارسى )

هم حب حيات و حب رياست و حب ذات شد . و اما جنبهء ملكيت تو از همه ظاهرتر است كه دارى . نمىبينى كه نيست و نبود هرگز انسانى مگر آن كه چيزى را معبود خود گرفت و او را اطاعت نمود ؟ و ايضا هر كس چرا بالفطره از عدل و احسان خوشش مىآيد ؟ و اگر انسانى بلكه حيوانى در چاه افتاده باشد يا به گل فرو رفته باشد و يا گرسنه و تشنه باشد همه كس بالفطره ميل كند كه او را نجات دهد و از خود محركى و آمرى بيند كه او را به هيجان آورد . حال گوئيم ميان شهوت و رياست بسيار منافرت است . تن‌پرورى و جماع‌گرى با رياست نسازد . و اما شيطنت با هر دو رفيق است چنانچه فهميدى و اما ميان جنبه ملكى و انسانيت با هر يك از اين سه حرف تضاد و تباين است . ملك را با خروسك و شيطان چه نسبت است ؟ نشنيده‌اى در خانه‌اى كه سگ باشد ملك نمىرود ؟ بفهم باطن او را . آيا ملك كه دنيا و آخرت و بهشت و لذت او ، قيام و قعود و ركوع و سجود است ، با خورد و خواب و مردم درى و اذيت‌گرى و مكر و حيله‌پرورى چه آشنائى دارد ؟ حال گوئيم درد تو و جهل و مرض تو و بعد تو از حق به واسطهء اين جانور است . ببين آخر بهائم و سبع و شيطان خارجى ، به جز جهل و بعد از خدا چه دارند تا داخلى او داشته باشد و دوا و عقل و شفا و قرب توبه حق از حضرت ملك است . ببين كه ملائكه خارج از تو به جز قرب به خدا و آشنائى به انبياء و دشمنى با اعداء و بعد از صفات اعداء چه دارند تا ملك داخلى داشته باشد . بلى فرق اين است كه بهيمه و سبع و شيطان و ملك هيچ‌يك نتوانند كه آن ديگرى شوند . شيطان ملك نشود و ملك سبع نگردد و هكذا . به خلاف تو كه همه توانى شد ، بلكه بسا باشد كه در يك ساعت كار همه را كنى . و لكن هر كدام كه در تو غلبه دارد تو همانى و اسم تو اسم او است و در قيامت به همان صورت محشور شوى . چنان كه در باب تجسّم اعمال ذكر شده حديثى قريب به اين مضمون كه محشور شوند بعضى به صورتى كه صورت ميمون و خوك نسبت به او نيكو و خوب است . 247 پس ببين كه ترقّى و تنزّل تو از كجا تا به كجا است ، كه توانى ملك و بهتر از ملك شوى و هم توانى سگ و بدتر از سگ شوى . زيرا كه به حيوانات قوهء ترقّى ندادند پس او قاصر است نه مقصر به خلاف تو كه ملك را بهيمه نموده‌اى پس بدترى اولئك كالانعام بل هم اضلّ 248 و به ملك مثل تو قوّه تنزّل ندادند به خلاف تو كه بهيمه را ملك نموده پس بهترى . و در حديث است كه گويا نبوى است انّ اللّه خلق الملئكة من العقل بلا شهوة و خلق