نظر علي الطالقاني
85
كاشف الأسرار ( فارسى )
دواى تو از تو است نه از خارج به خلاف چيزهاى ديگر . و فى الديوان . دواءك فيك و ما تشعر * و داؤك منك و ما تبصر و انت الكتاب المبين الّذى * باحرفه يظهر المضمر أ تزعم انّك جرم صغير * و فيك انطوى العالم الاكبر 246 دواى تو در تو است و نمىدانى و درد تو از تو است و نمىبينى . توئى كتاب مبين آنچنانى كه به حرفهاى او ظاهر مىشود پوشيدهها . آيا گمان مىكنى كه جرم و جسم كوچكى هستى ؟ چنين نيست بلكه در تو پيچيده است عالم اكبر . و اين فرمايش را فى الجمله بيان نمائيم . گوئيم مكرر شنيدهاى كه آدمى چهار جنبه و قوه دارد . جنبهء حيوانى بهيمى ، و جنبهء سبعى ، و جنبهء شيطانى ، و جنبهء ملكى . پس هر كسى به منزله يك خانه است كه در او يك حمار و يك شير و يك شيطان و يك ملك رها كردهاند و در خانه را هم محكم بستهاند و اينها با هم مدام در جدال و نزاعند . زيرا كه لازمه ضديت عداوت است . بيانش اين است كه خواهش و مقتضاى حب حيات دنيوى و تنپرورى با خواهش بهيمه و حمار يكى است . نمىخواهد مگر اين كه غذاى لذيذ بخورد و جماع كند و بخوابد و كار هم نكند . و لذا گفتيم كه اين قوه غبطه آورد و نه حسد . و مقتضاى حب رياست با خواهش درنده و شير يكى است . نمىخواهد مگر غلبه كردن و دريدن و معدوم ساختن تا غير او كسى نماند مگر زيردستان و اسم كس ديگر برده نشود . و لذا گفتيم كه لازمه اين حب ، حسد است . و هر كه طالب آن و اين يا هر دو باشد و نداشته باشد البته به هر حيله و مكرى كه بتواند به دست بياورد و مضايقه ندارد و كذا اگر داشته باشد به هر حيله و مكر و چاپلوسى كه بتواند نگه دارد هم مضايقه ندارد . پس گاهى به زور چماق تحصيل كند و نگهدارد و گاهى به مكر و حيله باشد ، چه هر راهى را به راهدارى سپردهاند . پس به زور كار پيش نمىرود الّا به ندرت ، به خلاف مكر و حيله كه او را مانعى نيست . پس مكر و شيطنت را هم دارى و لكن باعث كار بردنش و اعمال نمودنش