نظر علي الطالقاني

79

كاشف الأسرار ( فارسى )

مسلمانى عاشق زن ارمنى شد . او را مهمان نمود و شب زنش را با او خوابانيد كه رسم مسلمانان اين است . بعد مهمان ارمنى شد او هم به تلافى زن خود را فرستاد كه با مسلمان در بالاخانه بخوابند و خود با اطفال زير بالاخانه خوابيدند و هنوز بخواب نرفته ، عشق بازى بالا بلند شد . خاك به چشم اطفال مىريخت . گفتند بابا خاك به سر ما مىريزد . گفت آرى جان بابا ، همان روز كه طرح آشنائى با مسلمان ريختيم خاك بر سر خود بيختيم . امان از روزى كه پرده از روى كارها برداشته شود و نيت‌ها ظاهر شود يوم تبلى السّرائر . 235 چون پرده ز روى كارها بردارند * معلوم شود كه در چه كاريم همه اشاره كلام امير ( ع ) به دنيا طلّقتك ثلاثا 236 معانى بسيار دارد و هر طلاق اشاره به اعراض مرتبه‌اى تواند بود از حب حيات و حب رياست و حب ذات . فافهم باب دوّم در بيان جهاد نفس و معالجه امراض و توبه . و در اين باب چند مطلب است . مطلب اوّل در بيان مشكل بودن جهاد با نفس است . قال اللّه تعالى فى آخر سورة العنكبوت وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا : 237 آنان كه جهاد كنند در راه ما هرآينه هدايت كنيم ايشان را به راههاى خودمان . آيه شريفه عموم دارد ، جهاد با دشمنان ظاهر كه جهاد اصغر است و باطن كه جهاد اكبر است ، بلكه از لفظ فينا و آيه سابق بر اين آيه توان گفت كه ظهور در ثانى دارد كه جهاد با نفس باشد و آيه سابق اين است وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُ أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْكافِرِينَ : 238 كيست ظالم‌تر از آن كه افترا ببندد بر خدا يا تكذيب كند حق را