نظر علي الطالقاني
59
كاشف الأسرار ( فارسى )
فاستشعر الحزن فتجلبب الخوف فزهر مصباح الهدى فى قلبه الى ان قال قد خلع سرابيل الشّهوات و تخلّى من الهموم الّا همّا واحدا انفرد به فخرج عن صفة العمى و مشاركة اهل الهوى 154 : از بهترين بندگان خدا بندهاى است كه خدا او را يارى كرده پس در دل گرفته خوف خدا را پس تابيد چراغ هدايت در دل او ، كنده است لباس شهوت را و از همه غمها خالى شده مگر غم آخرت كه همان او را دارد ، پس بيرون رفته از كورى و از شركت اهل هوى و هوس . چون مبرهن شد كه اين محبت ذاتى است و قابل زوال نيست و از او است كه همه كس طالب تكميل و ترقى و لذت است و از پى همين شب و روز مىدوند و لكن كمال را ندانند چيست و عيب را نفهمند كدام است و اگر فهميده باشند در خود گمان نكنند لما مرّ . پس از اين محبت اكثر خلق به جهل مركب گرفتارند . نمىدانند كه ناقص و پر از عيباند و نمىدانند كه نمىدانند بلكه معتقدند كه ما اين عيوب را نداريم . حال بيان كنيم قدرى از آفات اين جهل مركب را . منها ظاهر است كه محبوب در نظر محبّ با كمال و بزرگ آيد پس شخص خود را بزرگ داند ، هر چند انكار خدائى خدا جل شانه از اين جهت نكند زيرا كه احدى در خود احتمال خدائى و خالق ما سوا بودن ندهد ، پس هر كه ادعا كند محض رياست كند و خود علم به خلاف داشته باشد . و لكن انكار پيغمبر نمايد چنانچه گفتند و خدا خبر داد فى سورة ص أَ أُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنا 155 : آيا در ميان ما ذكر و وحى به سوى او آمده ؟ و فى سورة الاعراف قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ 156 : گفتند متكبران به ضعيفان كه ايمان آورده بودند آيا شما صالح ( ع ) را پيغمبر مىدانيد . و هكذا . و اين اشخاص غالبا صاحبان ثروت و رياست بودند . و فى سورة السبإ وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ وَ قالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ 157 و فى سورة هود ( ع ) فَقالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما نَراكَ إِلَّا بَشَراً مِثْلَنا وَ ما نَراكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَراذِلُنا بادِيَ الرَّأْيِ وَ ما نَرى لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ 158 : نفرستاديم در هيچ جا پيغمبرى مگر آن كه دولتمندان گفتند كه ما كافريم به آنچه شما آوردهايد و اموال و اولاد ما بيشتر است و ما را خدا عذاب نمىكند . و در سورهء هود فرمود گفتند بزرگان قوم او كه كافر شدند ، نمىبينيم تو را مگر مثل خودمان و متابعت نكرده تو را مگر اراذل و پستترينان ما و نمىبينيم از براى شما فضيلتى بر ما . و فى سورة ابراهيم ( ع ) قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا 159 :