نظر علي الطالقاني
564
كاشف الأسرار ( فارسى )
بسيار سهل است . بحث اين است كه اگر كسى گويد كه اعمال اعراضند چگونه مجسم و جوهر گردند ، جواب اين است كه عرض اين عالم ، جوهر اين عالم نشود و امّا عرض اين عالم در عالم ديگر مجسّم و جوهر گردد چه ضرر دارد و دليلى بر امتناع او نداريم 71 و اين جواب شيخ ( قدّس سره ) خالى از اشاره و ظهور نيست به آنچه ما گفتيم و اللّه العالم . و امّا بيان سرّ مطلب پنجم كه چرا خواب هرطور تعبير مىشود همانطور واقع مىشود و در اخبار است كه خواب مانند مرغ پروبال مىزند تا تعبير شود و چون تعبير شد بر آن تعبير مىنشيند و هرطور تعبير شود همان تعبير واقع مىشود و در زمان خاتم ( ص ) زنى مكرر شوهر او سفر مىرفت و او خواب مىديد كه ستون خانهء او يا ديوار آن شكست و هر دفعه به حضرت عرض مىكرد تعبير مىنمود كه شوهرت با غنيمت بسيار بيايد و همانطور مىشد و باز اين خواب را ديد و به جهت تعبير او مىرفت در بين راه عمر او را رها نكرد تا خواب را به او گفت ، تعبير كرد كه شوهرت زنده برنمىگردد و همين طور شد . و هر چند اين مطلب را در اجزاء مواعظ پيش در همين كتاب ذكر كردهايم و لكن باز اشارهء به او در اين مقام به تقرير ديگر ، خالى از فوائد نيست . [ اسباب حصول مطالب دو قسمند ] حال بعون اللّه گوئيم كه حق تعالى به حكمت بالغه از براى خلق در حصول مطالب و نجاح مآرب دو قسم اسباب قرار داده ، يك قسم آن است كه تأثير او بسته به اعتقاد و دين و مذهب و علم و جهل ندارد ، چون آتش از براى گرم شدن و سوختن ، و آب از براى سيراب شدن ، و سايه از براى آسايش نمودن ، و در و ديوار و قفل از براى حفظ كردن ، و هر يك از دواها براى فلان اثر به كار بردن و هكذا ، و اينها همه از جزئيات علم طبيعى است كه گفتگو از عالم طبيعت و حركت مىكند . اجمال همهء مطالبش اين است كه ما مىخواهيم چيزى را ضعيف نمائيم و يا فانيش سازيم پس ضدّ او را حركت دهيم و به او رسانيم . خواهيم صفرا را فرونشانيم به حموضات كه ضدّ او است علاج نمائيم و بلغم را به چيزهاى حارّ دفع نمائيم و آتش را به آب خاموش كنيم و خلط فاسد را به مسهل از بدن بيرون كنيم و جبون را كم كم به مخاوف اندازيم تا جرى و شجاع شود و وسواس را امر كنيم كه بىمبالاتى كند تا رفع شود و هكذا . و يا مىخواهيم چيزى را قوّت دهيم پس مناسب او را و امثال او را به او رسانيم تا قوّت گيرد ، آتش را به زيادتى هيزم و دامن زدن قوّت دهيم و هكذا . و ظاهر است كه همهء خلق اين قسم را به كار برند و اعتقاد دارند و هر كه اعتقاد او به شريعت كمتر است اعتماد او به اين قسم بيشتر است .