نظر علي الطالقاني

555

كاشف الأسرار ( فارسى )

خواب مدخليّت دارند . آن حالت و آن وقت و آن مكان و آن نيّت و آن طبيعت كه مذموم است ، البتّه غالب آن خواب‌ها خواب شيطانى است و آنچه خوب و ممدوح است ، البته غالب آنها خواب صحيح و رحمانى است . زيرا كه هر كسى و هر چيزى به مناسبت خود مايل است . الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ 39 . چنانچه در جاهاى ديگر اين مطلب را بسط داده‌ايم . آنجا كه سگ است ملك نمىرود و جاى شيطان در خاكروبه و مزبله و نجاست است و هكذا سيّد الشهداء ( ع ) خواب قيلوله نمود فرمود در خواب چنين ديدم و خواب اين وقت صادق است ( الخ ) . وارد شده كه شياطين سر شب ميان زمين و آسمان پرواز مىكنند و مىگردند و لهذا حركت مسافر سر شب بد است و بسا شده كه شياطين قافله را از راه رد كرده‌اند ، بلى شياطين از راه رد كنند . و ملائكه موكّلند كه مردم را راهنمائى كنند . هر كه راه گم كند و به كنارى رود و ندا كند ( يا ابا صالح ارشدنا الى الطّريق ) 40 . و وارد شده كه شب تخت شيطان را در بازار گذارند و بر تخت نشسته براى شياطين منصب قسمت كند . و حالت جنابت را در سورهء انفال رِجْزَ الشَّيْطانِ 41 نام نهاده . و چون سحر شود ملائكه شياطين را برانند و مؤمنين مشغول عبادت شوند ، لهذا غالب خواب‌هاى سحر خواب صحيح است . فرع دوّم . الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ 42 كه در سورهء يونس است ، لَهُمُ الْبُشْرى در دنيا تفسير شده به خواب صحيح و در اخبار متواتره وارد شده كه خواب صحيح جزئى است و درجه‌اى است از هفتاد جزء پيغمبرى 43 ، يعنى خواب صحيح وحى است . چون خواب صحيح كم است ، همهء پيغمبرى به وحى است لهذا هفتاد يك نبوّتش نام نهادند . پس تو را بديهى شد كه وحى چگونه بر پيغمبران نازل مىشد و ملك را چگونه مىديدند . بلى آنها ملك را در بيدارى مىديدند و ما در خواب . اگر چه اوّل مرتبهء انبياء نيز ملك را در همان خواب مىديدند . خلاصه هر چه از راه باطن به تو رسد وحى است ، اگر از شيطان است باطل است چنانچه فرمود وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ 44 و اگر از ملائكه است حق است ، نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ 45 . فرع سوّم . از گفته ما ظاهر شد كه قالب مثالى هميشه با انسان هست چون ساير مراتب ، و لكن تا بيدار است توجّه تامّ او به اين بدن و به اين حواس ظاهر است لهذا در بيدارى نام ديدن اين چشم ديدن است و نام ديدن باطنى ، خيال و علم است و در خواب